رفتن به بالا

وب سایت اطلاع رسانی شهر هشجین

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۴ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 13 November

عنوان: بررسی علل رویگردانی از حجاب چکیده: یکی از عوامل مهم بازدارنده که باعث حفظ جامعه از آلودگی­ها و انحرافات می­شود رعایت حریم عفت و حجاب می­باشد. گرچه برخی تحقیقات راجع به این موضوع توانسته است خلع موجود در این زمینه را تا حدودی برطرف کند؛ اما با توجه به تفاوت در تعاریف و مضمون […]

عنوان: بررسی علل رویگردانی از حجاب

چکیده:

یکی از عوامل مهم بازدارنده که باعث حفظ جامعه از آلودگی­ها و انحرافات می­شود رعایت حریم عفت و حجاب می­باشد. گرچه برخی تحقیقات راجع به این موضوع توانسته است خلع موجود در این زمینه را تا حدودی برطرف کند؛ اما با توجه به تفاوت در تعاریف و مضمون روایات، تفکیک درستی میان انواع حیا صورت نگرفته است. از همین رو این مقاله به بررسی مفهوم حیا و شناسایی عوامل مؤثر بر حیا پرداخته است و تلاش می­کند به این پرسش پاسخ دهد که مفهوم حیا چیست؟ میان حیا و بحث ایمان، عفت و زنان چه ارتباطی وجود دارد؟ و چه عواملی بر حیا تأثیرگذار می­باشد؟

در این مقاله با استفاده از روایات و تعاریف مربوط به حیا، همچنین مطالعه و جمع­آوری اطلاعات و تحقیقات انجام شده پیشین و بررسی آن، به تفکیک دو نوع حیا از یکدیگر پرداخته شده است. بر همین اساس حیا به دو نوع حیای نفسانی و حیای ایمانی تقسیم می­شود. حیای نفسانی با بحث زنان و عفت مرتبط بوده و رفتار زنان بیش از مردان تحت تأثیر این عامل قرار دارد. برخی عوامل اجتماعی و فرهنگی بر حیا مؤثر می­باشند. عواملی چون الگودهی نادرست خانواده و جامعه، تداخل نقش­های زنانه و مردانه، تبرج زنان در جامعه و برخی عوامل دیگر در کاهش حیای نفسانی مؤثر می­باشند. همچنین حیای ایمانی با باور و ایمان انسان مرتبط بوده و یک امر فراجنسیتی است. عواملی چون: لقمه حرام، نگاه حرام و بی­توجهی به تربیت دینی در خانواده باعث کاهش این نوع حیا می­شود. با توجه به تفاوت دو نوع حیا، برنامه­ریزی و روش­های متفاوتی برای تقویت هر کدام از آن­ها ضرورت دارد.

واژه­های کلیدی: حیا، حیای نفسانی، حیای ایمانی، عوامل مؤثر بر حیا

مقدمه

در دنیای امروز دسترسی به اطلاعات و برقراری ارتباط، کار بسیار آسانی است. تکنولوژی به عنوان عرصه­ای برای تبادل فرهنگ­ها و گاه ابزاری برای تهاجم فرهنگ­ها، مورد توجه واقع شده است. کارشناسان فرهنگی بارها بر ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگی تأکید کرده­اند. امروز این تهاجم بی­پرده­تر و صریح­تر از گذشته خود را نشان می­دهد و از آن­جا که این تهاجم بیشتر از سوی نظام سرمایه­داری و برای تخریب باورها و اعتقادات جوامع صورت می­گیرد، همت ملی برای مقابله با آن نیاز است، ازهمین رو یکی از اساسی­ترین مسائل امروز جامعه، بحث تهاجم فرهنگی و راه­های مقابله با آن است؛ فرهنگ یک ملت «عبارت است از کلی­ترین بینش و نگرشی که آن ملت نسبت به جهان دارد، این بینش و نگرش همان معنایی است که آن جامعه برای هستی و انسان قائل است و به اندازه­ای کلی و جهانشمول است که همه ارزش­ها و روش­های فرد و اجتماع را دربرمی­گیرد.»(حدادعادل، غلامعلی،7:1382) از همین رو تغییر در این بینش­ها و ارزش­ها باعث تغییر در سبک زندگی افراد جامعه می­شود. مصداق بارز این تهاجم را در تغییر پوشش و رفتار افراد جامعه می­توان مشاهده کرد. از آن­جا که جامعه ما دارای باورها و اعتقادات مذهبی است حساسیت بیشتری نسبت به مظاهر تهاجم فرهنگی در جامعه وجود دارد. به خصوص تمرکز بیشتری نسبت به بحث حجاب و عفاف دیده می­شود. در همین راستا تلاش­های فراوانی جهت تقویت و گسترش فرهنگ حجاب و عفاف صورت گرفته است؛ طرح امنیت اجتماعی که چند سالی است در کشور به اجرا درآمده؛ از جمله این طرح­ها می­باشد. گرچه این­گونه روش­ها نیز در برخی شرایط  ضروری است اما محدود کردن مسأله به برخورد فیزیکی و بی­توجهی به برخورد ریشه­ای، ممکن است باعث ایجاد عکس­العمل در جامعه شود. به نظر می­رسد بسیاری از این تلاش­ها مفید واقع نشده است، یکی از دلایل اصلی این امر، عدم ریشه­یابی صحیح در این موارد می­باشد؛ زیرا در فعالیت­های فرهنگی برخورد با ریشه­های تهاجم فرهنگی بیش از برخورد فیزیکی اهمیت دارد.

یکی از عوامل اصلی بدحجابی و کم شدن عفت، کم­رنگ شدن برخی فضائل اخلاقی مانند حیا در جامعه است. زیرا بر اساس روایات، نتیجه شرم و حیا پاکدامنی و عفت است.(بانکی­پور، امیر حسین،37:1388، نقل از غررالحکم:359) حیا از جمله ارزش­هایی است که در اسلام تأکید زیادی بر آن شده است. در تعریف حیا آمده است: «حیا نیرویی است مهار کننده و نظم­دهنده است که رفتارهای روانی و فیزیکی انسان را بر اساس شرع و عرف تنظیم می­کند.» (پسندیده، عباس،8:1386)

حیا از جمله واژه­هایی است که در تحقیقات کمتر به آن پرداخته شده است. برخی تحقیقات مانند پژوهش دکتر عباس پسندیده از جامع­ترین تحقیقات در این زمینه به حساب می­آید. نتایج این پژوهش در سال­های اخیر به شکل کتاب به چاپ رسیده است. کتاب دکتر عباس پسندیده در این زمینه به عنوان یکی از منابع به حساب می­آید. در برخی پایان نامه­ها نیز به این بحث پرداخته شده است. گرچه این تحقیقات و سایر مطالعات در این زمینه مفید واقع شده و توانسته تا حدودی خلع موجود در این زمینه را برطرف کند؛ اما در اغلب تحقیقات صورت گرفته، روایات مربوط به حیا در یک مجموعه واحد دیده نشده است. با توجه به تفاوت در تعاریف و مضمون روایات می­بایست میان انواع حیا تفکیک قائل شد، زیرا توجه به برخی از انواع حیا و غفلت از بخشی دیگر باعث به حاشیه راندن اصل موضوع می­شود. در تحقیق حاضر این تفکیک تا حد ممکن صورت گرفته است و با بررسی کتب معتبر و روایات و تفاسیر در این زمینه، حیا به دو نوع حیای ایمانی و حیای نفسانی تقسیم شده است. با توجه به تقسیم­بندی، در این تحقیق نگاهی متفاوت به بحث حیا شده است.

بر اساس تعاریف و روایات دو نوع حیا وجود دارد. حیای نفسانی که ارتباط تنگاتنگی میان این حیا و عفت وجود دارد. و حیای ایمانی که روایات این حیا را در حوزه ایمان تعریف می­کنند. به طوری که پیامبر اکرم(ص) می­فرماید: «حیا، همه دین است.» (بانکی­پور، امیرحسین،8:1388 ، نقل از کنزالعمال، ح5761)

با توجه به تفاوت دو نوع حیا، عوامل مؤثر بر هر کدام از انواع حیا نیز تا حدودی متفاوت است.

عواملی چون: تربیت و الگودهی نامناسب خانواده، استفاده از پوشش­های نامناسب، نگاه حرام، لقمه حرام، و برخی عوامل دیگر بر کاهش حیای نفسانی مؤثر می­باشد و عواملی مانند: لقمه حرام، نگاه حرام، موسیقی حرام، بی­توجهی به تزکیه نفس و تربیت دینی در خانواده، بی­توجهی به آموزش مفاهیم دینی و برخی عوامل دیگر بر حیای ایمانی مؤثر می­باشد.

بیان مسأله:

از آن­جا که اغلب ارزش­های فرهنگی در جامعه ما برگرفته از تعالیم دین است به همین دلیل بهترین روش برای مقابله با ناهنجاری­های اجتماعی و تهاجم فرهنگی برخورد ریشه­ای با این مشکلات می­باشد. یکی از معضلات امروز گسترش فرهنگ غربی و تقلید بخشی از جامعه از این فرهنگ است. مصداق این امر را می­توان در تغییر در ظاهر و پوشش، معماری و سایر ظواهر فرهنگی جامعه مشاهده کرد. این مشکل به عنوان یکی از بزرگترین مسائل امروز جامعه، بخش زیادی از تلاش­های فرهنگی را به خود معطوف کرده است. از آن جا که فرهنگ دینی، فرهنگ غالب در جامعه ماست این تغییرات با واکنش­هایی نیز روبرو شده است. مبارزه با بی­حجابی زمانی اهمیت پیدا می­کند که نقش این عامل در گسترش بی­بندوباری و فساد و فروپاشی خانواده بیشتر مشخص می­شود. این تأثیر سبب حساسیت بیش از پیش مسئولین فرهنگی نسبت به این موضوع شده است.

از آن­جا که مبدأ عمل در انسان تنها عقل نیست و سه عامل معرفت، میل و اراده در شکل گیری عمل نقش دارند. انسان ابتدا نسبت به امری شناخت پیدا می­کند. این معرفت در انسان میل­ها را برمی­انگیزد. میل­های انسان، اراده را به انجام عمل یا ترک آن وامی­دارد.(باقری، خسرو،268:1382) از همین رو تغییر در پوشش افراد جامعه بیانگر تغییر در بینش و نگاه جامعه به خصوص زنان، نسبت به تعالیم و ارزش­های دین است. از همین­رو هر چه ارزش­هایی مانند حجاب جایگاه خود را به عنوان یک ارزش اخلاقی از دست بدهد، جامعه بیشتر از آن فاصله گرفته و تمایل برای رعایت آن کمتر می­شود.

یکی از شاخصه­های اصلی تغییرات فرهنگی در جامعه، تغییر در ظاهر و پوشش زنان است. حتی در برخی موارد دیده می­شود که بدحجابی را با تهاجم فرهنگی به یک معنا تعریف می­کنند که این امر باعث غفلت از ریشه­های تهاجم فرهنگی و غفلت از مباحث اساسی مانند حیای ایمانی می­شود. در این راستا یکی از ابتدایی­ترین اقدامات برای مقابله با تهاجم فرهنگی بررسی و تعیین جایگاه مفاهیم کلیدی مانند حیا می­باشد.

برخی مباحث در تعالیم دینی مورد توجه خاص قرار گرفته که متأسفانه در تحقیقات کمتر به آن پرداخته می­شود. حیا در روایات به عنوان یکی از فضایل اخلاقی مورد توجه قرار گرفته است. در روایات حیا لازمه ایمان شمرده شده است.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص می­شود که حیا را به عنوان ریشه­ عفت بشناسیم. کاهش حیا باعث گسترش بدحجابی و برخی آسیب­های اجتماعی در حوزه زنان و خانواده می­شود.

بر اساس تعالیم اسلام، حیا امری فطری و از فضائل اخلاقی است که با ترجمه کتب غربی به خصوص در بخش علوم انسانی این واژه به عنوان ضدارزش ترجمه شده است. از طرف دیگر کم­توجهی به ارزش­های دینی مانند حیا و عدم شناخت جایگاه آن در تعالیم دینی، باعث به حاشیه راندن و بعضاً حذف این واژه در فرهنگ عمومی جامعه شده است.

حیا از مباحثی است که در روایات فراوانی به آن اشاره شده است. روایات در این باب را می­توان به دو بخش تقسیم کرد؛ بخش اول شامل روایات و تعاریفی است که حیا را بیشتر در حوزه زنان و خانواده تعریف می­کند. این بخش از روایات حیا را با بحث عفت مرتبط کرده و در برخی تعاریف و روایات مرز مشخصی بین حیا و عفت مشاهده نمی­شود.

بخش دیگری از روایات حیا را امری فراجنسیتی عنوان کرده و ارتباط تنگاتنگی میان ایمان و حیا برقرار کرده­اند. این بخش از روایات حیا را در حوزه­ای متفاوت از عفت تعریف کرده و تفاوت بارزی بین این دو دسته از روایات مشاهده می­شود؛ به طوری که جمع برخی از این روایات در کنار یکدیگر بسیار مشکل است و حتی برخی موارد در ظاهر محتوای متضادی با یکدیگر دارند. از همین رو بر اساس نظر برخی علما حیا به دو نوع تقسیم شده است. حیایی که با عفت و زنان مرتبط بوده و نوع دیگر که با ایمان ارتباط دارد.

بر اساس روایات عفت میوه حیاست. این امر بیانگر اهمیت پرداختن به بحث حیا به عنوان ریشه عفت است. کاهش حیا در این بخش باعث گسترش بی­حجابی و بی­بندوباری می­شود. شناسایی عوامل تأثیرگذار بر حیا به منظور کنترل عوامل کاهش دهنده آن یکی از ضرورت­های جامعه امروز است.

بررسی روایات در این زمینه بیانگر این موضوع است که هرگاه حیا به عنوان یکی از اساسی­ترین فضایل اخلاقی در جامعه کم­رنگ می­شود برخی آسیب­های اجتماعی در بحث زنان و عفت بروز می­کند.

در بخش فرهنگ، برای حل معضلات فرهنگی راهکارهایی ارائه شده است، که برخی از این برخوردها نتیجه عکس داده است. در این راستا طرح امنیت اجتماعی به اجرا درآمده است که از ملموس­ترین اقدامات در این زمینه می­باشد. گرچه این طرح نیز در جای خود دارای اهمیت است اما در این بخش شناسایی ریشه­ معضلات فرهنگی و برخورد فرهنگی با این معضلات از اهمیت زیادی برخوردار است.

شاید بتوان گفت راهکارهایی که در این راستا ارائه شده کارایی لازم را برای حل این معضلات نداشته است دلیل این امر نیز گسترش روزافزون این معضلات در جامعه می­باشد.

تحقیق درباره برخی ریشه­ها در بخش فرهنگ، کمک زیادی در حل این معضلات خواهد کرد. پرداختن به موضوع حیا و شناسایی عواملی که بر حیا مؤثر است می­تواند نهادهای فرهنگی را در ارائه راهکارهای مناسب جهت کنترل معضلات فرهنگی یاری رساند. در همین راستا تحقیقاتی نیز صورت گرفته است. اما بر خلاف حوزه عفت و حجاب، بحث حیا مورد غفلت قرار گرفته است. تحقیقات در این زمینه بسیار محدود بوده است. گر چه تحقیقات اندک در این زمینه، در حوزه نظری بسیار مفید واقع شده است چنان چه تحقیق دکتر پسندیده در این حوزه به عنوان یکی از منابع محسوب می­شود؛ اما در حوزه عمل این تحقیقات جدی گرفته نشده است. یکی از دلایل کم­رنگ شدن تأثیر این تحقیقات عدم تفکیک حیا در دو حوزه متفاوت است. تفکیک حیا در حوزه ایمان و در حوزه عفت و زنان از نقاط قوت این تحقیق می­باشد که باعث توجه بیشتر به حیا به عنوان ریشه بسیاری از معضلات فرهنگی در جامعه می­شود.

تفکیک این دو نوع حیا از یکدیگر سبب ارائه راهکارهای متفاوت در این زمینه می­شود. حیا در حوزه عفت و زنان راهکارهایی جداگانه­ای را طلب می­کند؛ چنان­که ارائه راهکارها برای تقویت حیا در حوزه ایمان و حوزه زنان متفاوت می­باشد.

انتظار می­رود طرح این مباحث و پرداختن به مفاهیم و جایگاه چنین واژه­هایی جامعه را به سمت فضیلت­های اخلاقی سوق دهد.

1. مفهوم شناسی حجاب

1ـ1. مفهوم حیا

همواره خواست انسان با مصلحت او سازگار نیست در بسیاری مواقع فرد باید با اراده و قدرت تعقل، خواسته­های خود را کنترل و مدیریت کند. بنابراین بشر همواره به کنترل کننده­هایی از درون نیاز دارد تا بتواند در برابر خواسته­های نامعقول خود مقاومت کند. یکی از این کنترل کننده­ها حیا نام دارد.(پسندیده، عباس،7:1386)

تعاریف مختلفی درباره حیا بیان شده است. ازآن­جمله: جرجانی در تعریفات می­گوید: «حیا گرفتگی نفس از چیزی و ترک آن به خاطر پرهیز از سرزنش است» (عضیمه، صالح،223:1380)

روان انسان هنگام مواجهه با اموری که خوشایند ارزیابی می­شوند، منبسط (گشوده و باز) می­گردد و در مقابل، هنگام مواجهه با اموری که ناخوشایند ارزیابی می­شوند، منقبض (گرفته و بسته) می­گردد. هنگام حیا، روان انسان منقبض و گرفته می­شود. در این تعریف از این حالت درونی نام برده شده که بازدارندگی در برابر کار زشت ایجاد می­کند. (پسندیده، عباس،18:1386) در این تعریف ترس از سرزنش ناظران یکی از عوامل مهم در ایجاد حیا عنوان شده است.

راغب در مفردات می­گوید: «حیا گرفتگی نفس از زشتی­ها و ترک آن به این خاطر [زشت بودن] است» (همان: 19)

یعنی ترک زشتی­ها به خاطر درک زشتی عمل. در این تعریف توجه به نفس عمل و زشت بودن آن باعث بازدارندگی در فرد می­شود. این که حیا در شخص به واسطه قدرت و توانایی تشخیص کار زشت برانگیخته شود، نشان­دهنده یکی از تفاوت­های اصلی این خصوصیت در وجود انسان با سایر موجودات می­باشد؛ زیرا سایر موجودات از چنین توانایی برخوردار نمی­باشند. بنابراین حیا در چنین تعریفی با قدرت تعقل و تشخیص مرتبط بوده و منحصر به انسان و توانایی او در تشخیص زشت بودن عمل شده است.

حیا عبارت است از خصلتی که انسان را بر انجام دادن کار نیک و ترک کار زشت، برمی­انگیزد. (پسندیده، عباس، 21:1386، نقل از نضره النعیم، ح1797) نکته­ای که در این تعریف آمده، این است که حیا علاوه بر بازدارندگی، عامل وادارنده در انجام کار نیک نیز می­باشد.

حیا در لغت به معنی شرم­ساری و خجلت است. و در اصطلاح دانش اخلاق، یکی از انواع دوازده­گانه جنس عفت به شمار می­آید و آن­چنان است که چون انسان بنگرد که انجام دادن کردارهای زشتش و پرداختن به کارهای ناروا  موجب نکوهش او می­گردد به ترک آن کردارها می­گراید و از انجام دادن این کارها باز می­ایستد. (صدر، احمد،583:1381)

در این تعریف به ارتباط بحث عفت با حیا اشاره شده و ترس از نکوهش و سرزنش دیگران را عامل بازدارندگی در انجام کار زشت عنوان می­کند.

در همه تعاریف، یکی از عوامل مهم که باعث بازدارندگی شخص از ارتکاب عمل نادرست می­شود وجود شخص یا اشخاص ناظری است که بر فرد نظارت دارند.

2ـ1. حجاب در آیات

در آیات فراوانی به مفهوم حیا اشاره شده؛ اما در تعداد کمی از آیات این واژه عیناً آورده شده است. و اغلب محتوا و تفسیر آیه به حیا اشاره دارد.

یکی از آیات قرآن که در آن لفظ حیا به صراحت بیان شده آیه 25 سوره قصص می­باشد. در این آیه به حیای دختران شعیب که حيا و عفت ممدوح می­باشد اشاره شده است. کلمه استحیاء در این آیه عیناً آورده شده است. این حیا بیشتر به بحث عفت در رفتار مرتبط می­باشد.

در آیه 25 سوره قصص می­فرماید: «ناگهان يكي از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالي كه با نهايت حيا گام بر می­داشت، گفت: «پدرم از تو دعوت می­كند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را كه براي ما انجام دادي به تو بپردازد» هنگامي كه موسي نزد او ـ (شعيب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: « نترس، از قوم ظالم نجات يافتي­!»

حیا از برجسته­ترین کمالات زن در قرآن می­باشد.(قرائتی، محسن،39:1388) از همین رو اگر کلمه «استحیاء» بدون الف و لام آورده شده برای رساندن عظمت آن حالت است، مراد از این که راه رفتنش بر «استحیاء» بوده، این است که: عفت و نجابت از طرز راه رفتنش پیدا بود.(طباطبایی،35:1386) از طرف دیگر به دلیل توجه ویژه­ای که به حیای زنان هم در تکوین و هم در اخلاق مبذول شده، لازم است الگوی ارتباطی زنان در مشارکت اجتماعی بر حفظ حیا استوار باشد و حضور آنان در عرصه­هایی که به کم­رنگ شدن این ویژگی می­انجامد محدود شود. علاوه بر این لازم است ارتباط کلامی و رفتاری دیگران با زنان نیز با توجه به این ویژگی تنظیم شود. به نظر می­رسد پیش از همه، خداوند خود این ویژگی زنانه را پاس داشته باشد. قرآن کریم، آن­جا که از پاداش اخروی برای صالحان سخن می­گوید، به زن و مرد یکسان توجه می­کند؛ اما آن­گاه که از پاداش­های جنسی سخن به میان می­آید، کلام خداوند لحنی مردانه به خود می­گیرد و به حوریان بهشتی و ویژگی­های آنان، به منزله پاداشی برای مردان صالح، اشاره می­شود. گویا زنان مؤمن به یکباره غائب می­شوند. بهترین توجه آن است که خداوند به درستی ویژگی زنان را در قرآن کریم لحاظ کرده است: با آن­که زنان مؤمن در بهشت در کنار همسران خود به سر می­برند، اگر به صراحت از پاداش جنسی زنان، گفته می­شد آنان بیش از همه احساس شرم می­کردند. (زیبایی نژاد،86:1388)

در برخی آیات کلمه حیا به صراحت آورده نشده اما در تفاسیر به این موضوع اشاره شده است. در برخی از این آیات به عامل نظارت که یکی از عوامل تعیین کننده در بحث حیا می­باشد اشاره شده است.

از جمله این آیات آیه 14 سوره علق می­باشد که خداوند در این آیه می­فرماید: «آیا نمی­داند که خداوند او را می­بیند؟» در این آیات بدون این که به واژه حیا و یا عفت اشاره­ای شده باشد در محتوا بیانگر حیاست. توجه به نظارت و دیدن خداوند و درک حضور او، حیا را برمی­انگیزد. در حقیقت، خداوند پیش از آن­که مردم را به ترس فرا بخواند، به حیا فرا خوانده است و این، جایگاه و اهمیت حیا را در نظام تربیتی اسلامی می­رساند. (پسندیده، عباس،28:1386)

2. حجاب در روایات

افزایش جمعیت زنان نسبت به مردان در سن ازدواج و شکل گیری رقابت

همنشین و دوستان

الگوهای نامناسب رسانه

دوری از جماعت، مسجد، علما و جمع­های مذهبی

3. عوامل مؤثر بر رویگردانی از حجاب

1ـ3. عوامل مؤثر بر حجاب در خانواده

1ـ1ـ3. نقش زنان و خانواده

جامعه امروز ما شاهد برخی ناهنجاری­های اجتماعی است که بسیاری از آن­ها به دلیل کم­رنگ شدن حیا می­باشد. گرچه حیا به معنی عفت و حجاب نیست اما عفت و حجاب یکی از نشانه­های وجود حیاست. حفظ حیا در زنان به دلیل تفاوت­های میان زن و مرد از اهمیت بیشتری برخوردار است.

همان­طور که عنوان شد حیای نفسانی ارتباط مستقیم با مباحث مربوط به خانواده و زنان دارد. علاوه بر عوامل ذکر شده در روایات، عوامل تأثیرگذار دیگری نیز بر حیای نفسانی مؤثر است. یکی از این عوامل شیوه تربیت و نحوه آموزش در خانواده می­باشد.

ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر تأثیر زیادی بر حیا دارد. از دیدگاه اسلام بین اعضای خانواده مرزهای متفاوتی وجود دارد. مرز بین روابط همسران با سایرین متفاوت است. از این رو در رفتار و پوشش نیز بین سایر اعضای خانواده یک سری محدودیت­ها ایجاد می­شود. پوشش­های نامناسب اعضای خانواده، مخصوصاً زنان در خانه، می­تواند باعث کنار رفتن پرده­های حیا و گسترش بی­حیایی در جامعه شود و در همه این موارد نقش زن، بسیار کلیدی، مؤثر و مهم­تر از مرد است. زنان می­توانند با حفظ حیا در روابط با همسران و رعایت حریم­ها فرزندانشان را از آسیب­های ناشی از آن حفظ کنند.

گرچه در داخل خانه محدودیت­های خارج از خانه برداشته می­شود، اما دقت در آیات و روایات بیان­گر این نکته است که در روابط میان اعضای خانواده نیز در بسیاری موارد به حریم­ها و نگه داشتن حدود و حفظ حیا توجه شده است. امام صادق (ع) خطاب به خانمي فرمودند: وقتي به ديدار برادرت رفتي، لباس­هاي رنگارنگ و تحريك آميز بر تن نكن! (رحمتی،357:1385، نقل از کافی:526)

علاوه بر این در روایات به مواردی اشاره شده که برای پیشگیری از کاهش حیا در بین فرزندان حدودی را معین کرده است. از جمله این که پیامبر اکرم(ص) می­فرماید: «در ده سالگی میان بستر پسرها، و دخترها و پسرها، و دخترها فاصله انداخته می­شود.» (پسندیده،215:1383، نقل از من­لایحضره­الفقیه:436)

كنار رفتن پرده‌هاي حيا در خانواده، مخصوصاً در زنان، كل جامعه را دچار مشكل مي‌كند. حيا مي‌تواند به عنوان يك مانع بزرگ در جلوه‌گري­ها و خودنمايي­هاي زنان عمل كند. علاوه بر این، نقش زنان به عنوان همسر نیز می­تواند تأثیر زیادی در حفظ حیا در جامعه داشته باشد. اگر خانواده کارکرد خود را در ارضای نیازهای عاطفی و جنسی زن و مرد از دست ندهد، مسائل جنسی در کادر خانواده تعریف می­شود. ازهمین­رو سلامت جامعه وابسته به سلامت خانواده است. هر گاه که حیا در جامعه کم­رنگ می­شود بیان­گر این است که خانواده کارکرد خود را در تقویت و پرورش این فضیلت اخلاقی به همان میزان از دست داده است.

در بحث تقویت حیای ایمانی نیز والدین نقش عمده­ای دارند. نقش والدین در دوران کودکی اهمیت بیشتری نسبت به سایر سنین دارد. زیرا والدین مهم­ترین الگوهای رفتاری کودکان هستند. پاسخ مناسب به نیازهای عاطفی و دقت در تربیت اخلاقی و پرورش معرفت دینی اعضای خانواده می­تواند در تقویت حیای ایمانی و نفسانی مؤثر باشد. خانواده یکی از اساسی­ترین نهادها برای ایجاد و تقویت حیا در گفتار نیز می­باشد. در یک خانواده دینی مبنای روابط خانوادگی، محبت و احترام است. در چنین خانواده­ای سخنی که باعث شکستن حریم­ها و از بین رفتن حیا شود، بیان نمی­شود و فرزندان نیز با الگوگیری از والدین چنین روشی را می­آموزند. در مجموع رعایت احکام دینی یکی از مؤثرترین عوامل تقویت حیای ایمانی و درک حضور خداوند است.

2ـ1ـ3. ارتباط نادرست خانواده با جامعه

تعالیم اسلام برای مکانی که خانواده در آن زندگی می­کند حد و مرزی قرار داده است، به گونه­ای که این مرز کاملاً باز نیست و هر فرد که می­خواهد وارد آن شود باید با اجازه و هماهنگی اهل خانه باشد. در قرآن این قانون به صراحت مورد تأکید قرار گرفته است و در آیه 27 و 28 سوره نور می­فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده­اید، به خانه­هایی که خانه شما نیست، وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید، این برای شما بهتر است،… و اگر به شما گفته شد[باز گردید]، باز گردید؛ این برای شما پاکیزه­تر است…» (سالاری­فر،102:1390)

ارتباط خانواده با جامعه و سایر خانواده­ها می­تواند در نحوه زندگی، تربیت و کاهش یا افزایش حیا مؤثر باشد. تقویت و پرورش فضائل اخلاقی بدون ایجاد یک سری محدودیت­ها در روابط خانوادگی با سایر اعضای جامعه بسیار مشکل است. تأثیرگذاری و همچنین تأثیرپذیری افراد از یکدیگر باعث می­شود ارتباطات خانوادگی پس از مدتی تغییرات هر چند اندک را در رفتار و در سبک زندگی افراد ایجاد کند. از همین رو یکی از عوامل مؤثر در ایجاد حیا و تقویت آن نحوه برقراری ارتباط خانواده با سایر خانواده­هاست. همچنین، این­که رابطه به چه شکلی باشد نیز بر خانواده تأثیرگذار است.

در گزینش خانواده­هایی که روابط خانوادگی با آن­ها برقرار می­شود باید به مسائل معنوی بیش از منافع مادی اهمیت داده شود. اسلام تأکید زیادی بر صله­رحم و پیوند خویشاوندی دارد. اغلب به دلیل تشابهات فرهنگی بین خویشاوندان و شناخت بیشتر خانواده­ها از یکدیگر، این روابط می­تواند علاوه بر تقویت پیوندها، باعث سامان دادن ارتباطات خانوادگی شود.

برقراری ارتباط با خانواده­هایی که در آن­ها به حیا، اعم از حیا در گفتار و رفتار اهمیت داده می­شود به تقویت حیا کمک می­کند. بنابراین لازمه حفظ و تقویت حیا، رعایت حدود و مرزها در ارتباطات خانوادگی است.

3ـ1ـ3. تداخل نقش­های جنسیتی در خانواده

مراد از هویت جنسی برداشت و آگاهی شخص از خود به منزله یک مرد یا زن است. (علاسوند،82:1390) زن و مرد با توجه به فرهنگ و جنسیت خود یک سری نقش­ها را برای خود تعریف می­کنند. می­توان مفهوم نقش جنسیتی را با شاخص­هایی چون اختصاص پاره­ای وظایف و کارهای خانگی یا اجتماعی به یکی از دو جنس(برای مثال، اختصاص خانه­داری و تربیت فرزندان به زنان و اختصاص نان آوری و رهبری سیاسی به مردان) و نیز انتظار ویژگی­های شخصیتی و رفتاری متفاوت از هر یک از دو جنس(مانند انتظار روحیه و رفتار عاطفی از زنان و انتظار سلطه جویی و حسابگری از مردان) تعریف کرد. (زیبایی­نژاد،1388)

یکی از عوامل تأثیر­گذار در تقویت صفات زنانه و از جمله حیا در زنان، تقویت نقش­های زنانه در جامعه است. اگر والدین این نقش­ها را درست ایفا کنند، فرزندان در دوران کودکی بیشتر با الگوگیری از والدین این نقش­ها را می­آموزند، اما به مرور زمان نظام آموزشی، جامعه و رسانه­ها آن را تقویت کرده و یا کم­رنگ می­کنند. «تربیت و آموزش هر دو با هدف کارآمد کردن افراد در حوزه عمل خانگی و اجتماعی صورت می­گیرد. پس دست­اندرکاران آن نمی­توانند در قبال مسئله جنسیت بی­تفاوت باشند.» (علاسوند،94:1390)گرچه ممکن است یکسان شدن نقش­ها در ظاهر پیامدهای مثبتی هم داشته باشد اما نباید تأثیرات منفی آن را بر فرهنگ جامعه و بحران هویت جنسی نادیده گرفت.

هر چه دگرگونی نقش­ها بیشتر اتفاق بیفتد تفاوت­های زنان و مردان در نگاه به زندگی و رفتار کم می­شود و هر چه این یکسانی بیشتر شود، بحران هویت شدیدتر شده و تعریف جامعه از صفات و تفاوت­های زن و مرد دچار تردید می­شود. تفاوت­های میان زن و مرد حکیمانه و هدفمند طراحی شده است، تلاش برای از میان برداشتن یا تضعیف آثار آن­ها، چه با روش­های فرهنگی و چه با دستکاری­های بیولوژیک، حرکت برخلاف این نقشه حکیمانه و برضد مصالح جامعه انسانی است.» (زیبایی­نژاد،262:1388)

زمانی که تفاوت­ها میان زن و مرد نادیده گرفته شده و تداخل و تغییر در نقش­ها ایجاد شود، تربیت نیز بر همین مبنا شکل گرفته و قوانین جامعه نیز به این سمت سوق پیدا می­کند (برخی از تغییرات در قوانین کشور ما نیز بر همین مبنا انجام می­شود) در چنین شرایطی حیا و سایر صفات زنانه بی­معنی شده و به طور طبیعی تلاش برای کاهش و حذف آن­ها در برنامه­ریزی­ها انجام می­شود. بنابراین یکی از عوامل تأثیرگذار بر کاهش حیا تداخل نقش­های جنسیتی، بحران هویت جنسی و تغییر در سبک زندگی دینی است.

زنان نقش تعیین کننده­ای در هدایت فرزندان به سمت نقش­های متناسب با جنسیت دارند. تقویت و پرورش صفات و نقش­های زنانه توسط والدین به دختران می­تواند باعث تقویت صفات زنانه مانند حیا در آن­ها شود.

4ـ3. عوامل فرهنگی مؤثر بر حیا(ازدواج و انتخاب همسر)

تغییر ارزش­ها

تغییر در ساختارهای سنتی انتخاب همسر و واگذار کردن ازدواج به جوانان یکی از عوامل مؤثر بر رویگردانی جامعه از حجاب است.

(کاهش جمعیت مردان در سن ازدواج نسبت به زنان و ایجاد رقابت برای پیدا کردن همسر جوانان برای جلب نظر پسر خوشکل تر حجاب را کنار می گذارند.)

1ـ4ـ3. تأثیر تغذیه حرام بر حیا (نفسانی)

از جمله مواردی که در بحث حیا و عفت در روایات به آن اشاره شده است خوردن مال حرام است. همان­گونه که مال حلال باعث سلامت نفس و پاکی قلب و به دنبال آن تقوا در عمل می­شود؛ مال حرام انسان را دچار بیماری و آلودگی قلب می­کند.

از حضرت زهرا(س) در بیان دلیل نهی از دزدی می­فرمایند: خداوند ترک دزدی را موجب عفت و خویشتن­داری مقرر فرمود. (دشتی،103:1367)

همان­طور که عنوان شد بین حیای نفسانی و عفت رابطه تنگاتنگی وجود دارد. عفت در وجود انسان بیان­گر وجود حیا است زیرا بر اساس روایات عفت میوه حیاست و زمانی که حیا کم­رنگ شود عفت نیز کم­رنگ می­شود.

آن­چه از خطبه حضرت زهرا(س) بر­می­آید این است که خوردن مال حرام عفت و حیا را از بین می­برد و این همان مشکلی است که امروز در جامعه ما به وضوح مشاهده می­شود.

2ـ4ـ3. تأثیر تغذیه حرام بر حیا (ایمانی)

در تعالیم دینی یکی از ابعاد بسیار مهم در بحث تغذیه، جنبه روحی غذاست. هم جسم و هم روح انسان متأثر از انواع غذاست؛ به همین علت لازم است انسان علاوه بر رعایت مسائل دینی در هنگام تهیه غذا، دقت کافی در انتخاب آن­چه که می­خورد و می­آشامد داشته باشد. (منتظر،63:1391)

امیرالمؤمنین علی(ع) در شب معراج پیامبر اکرم(ص) از پروردگارش پرسید: ای پروردگار من! کدامین اعمال برتر است؟… خداوند متعال فرمود: ای احمد: عبادت ده بخش است، نه بخش آن در طلب [روزی] حلال است. پس اگر آب و غذایت پاک شد، تو در حفظ و پناه من خواهی بود.» (بروجردی،211:1386) تأکید بر پاکی و طهارت تغذیه در اسلام به دلیل نقش آن در طهارت باطن و قلب و روح انسان است. توجه در برخی روایات و برخی حوادث تاریخی نقش این عامل را در دوری انسان از خدا و عدم درک حضور خداوند متعال نشان می­دهد. به طوری که امام حسین(ع) در روز عاشورا، دلیل انحراف لشکر عمر سعد را پر شدن شکم­های آن­ها از حرام عنوان می­کند. (مجلسی،14:1364)

امام صادق(ع) می­فرماید: «طلب روزی از راه حلال را رها نکن زیرا آن در دینت بیشتر به تو کمک می­کند. و بر شترت پای­بند بزن و توکل کن.» (بروجردی،211:1386)

مال حرام علاوه بر این که حیای نفسانی و عفت را در انسان کم­رنگ کرده و از بین می­برد حیای ایمانی و احساس و درک حضور خداوند را نیز در انسان از بین می­برد. و از آن­جا که درک و احساس حضور نظارت خداوند، پیامبر، ائمه و سایر ناظران جز با طهارت و پاکی قلب امکان ندارد؛ غذای حرام یکی از تأثیرگذارترین عوامل در کاهش حیای ایمانی است.

 

3ـ4ـ3. فراموشی معاد

آثار و نشانه­های بدست آمده از انسان­های پیشین(حتی ماقبل تاریخ) گواه بر این مدعی است که در درون وجدان ناآگاه انسان از بدو خلقت این اعتقاد نهفته بوده است و بشر به نوعی معاد را پذیرفته است ولو این که در تفسیر آن راه خطا پیموده باشد. (محلوجی،131:1370)

اميرالمؤمنين علي(ع) در حديثي مي‌فرمايد: یاد آخرت داروست و درمان، یاد دنیا بدترین درد و بیماری است. (ریشهری، 15:1381)

یاد مرگ فکر را متوجه قیامت و عذاب و عقاب آن می­کند و چنین تفکری باعث پذیرفتن یک سری امر و نهی­ها و قید و بندها می­شود؛ فکر پاداش و عقاب آخرت در عمل نیز محدودیت­هایی ایجاد می­کند. چنین تفکری باور به نظارت و پاسخگویی در مقابل خداوند را در پی دارد. بنابراین یاد مرگ لجامی است بر خواسته­های نفسانی انسان. یاد مرگ دل را بیدار، آرزوهای دور و دراز را محدود و انسان را به عمل برای آخرت ترغیب می­کند. ایمان به زندگانی بعد از مرگ باعث تقویت ایمان در وجود انسان و پرهیز از گناه می­شود. فرد، خالق هستی را ناظر بر اعمال خود می­یابد و حیاء و ایمان در وجودش افزایش پیدا می­کند.

هر چه توجه به معاد کمتر شود به همان میزان توجه به ظواهر دنیا جای آن را گرفته و ارزش­ها در جامعه تغییر کرده و سبک زندگی دینی به سبک زندگی مادی نزدیک می­شود. چنین تغییری در ظاهر و پوشش افراد به خصوص زنان خود را نشان می­دهد و حیای نفسانی و ایمانی به واسطه کم­رنگ شدن باور و یاد قیامت در زندگی کاهش می­یابد.

4ـ4ـ3. عدم درک صحیح مفاهیم دینی

یکی از عوامل مؤثر بر تقویت حیای ایمانی آشنایی جامعه با مفاهیم دینی و درک معانی آن است. اکثریت جامعه ما مسلمان بوده و قرآن کریم را به عنوان کتاب آسمانی پذیرفته­اند؛ از آن­جا که زبان قرآن زبان عربی است یکی از مقدمات فهم بیشتر این کلام، آموزش و یادگیری زبان عربی است. علاوه بر این بسیاری از متون دینی و روایی نیز به زبان عربی نوشته شده است.

توجه شیعه به تقویت ارتباط انسان با خداوند متعال از طریق مناجات­ها و ادعیه و زیارات بیش از سایر فرق اسلامی است؛ اغلب عبادات، ادعیه و زیارات، دارای معانی بلند تربیتی، اخلاقی و عرفانی می­باشد. احساس حضور در صورتی امکان پذیر می­شود که شخص از محتوای مطالبی که می­خواند درک درستی پیدا کند.

به حاشیه رفتن زبان عربی و کنار گذاشته شدن بخش بزرگی از متون دینی در بین عامه مردم و محدود شدن آن به حوزه­ها و برخی رشته­های دانشگاهی باعث شده ادعیه و مناجات­ها بیشتر به یک سری اعمال و مراسم کسالت آور و طاقت فرسا، به خصوص برای نسل جوان و نوجوان تبدیل شود.

فاصله گرفتن جامعه از آموزش زبان عربی باعث حذف بخش عمده­ای از تعابیر، آیات و روایات که در قدیم در زبان محاوره مورد استفاده قرار می­گرفته شده است. برخی از این ادبیات نقش تعیین کننده­ای در اخلاق، تربیت و روش زندگی مردم داشته است. اهمیت بیشتر به این زبان، که نقش تعیین کننده­ای در برقراری ارتباط با خدا و درک و احساس حضور در محضر پروردگار و ائمه دارد، می­تواند یکی از عوامل مهم در تقویت رابطه جامعه با پروردگار و تقویت حیا و احساس حضور در محضر پروردگار شود.

 

عوامل روانی

خودخواهی

ضعف اعتماد به نفس

تأثیرپذیری ازگروه همسالان

تمایل برای پذیرفته شدن و تأیید

عدم ارضای نیازهای جنسی

3ـ3. عوامل اجتماعی مؤثر بر حیا

1ـ2ـ3. حضور افراطی زنان در نقش­های مردانه

اسلام، حضور زنان در عرصه­های اجتماعی را ممنوع نکرده است؛ اما بر این امر تأکید شده که این حضور با شرایط و ضوابط صورت بگیرد. در اسلام، حضور بدون برنامه و بدون ضرورت زنان در جامعه منع شده است. حضرت علی(ع) می­فرماید: «بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری، و اگر بتوانی به گونه­ای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند، چنین کن!.» (دشتی،521:1388)

پذیرفتن ولایت مردان در یک خانواده دینی باعث می­شود خروج زنان با هماهنگی و به رضایت همسر مشروط شود. این امر باعث می­شود مرز خانواده و اجتماع تا حد زیادی محفوظ بماند و علاوه بر حفظ نظام خانواده جامعه را از آسیب حضور بی­هدف زنان و کاهش حیا در ارتباط با نامحرم حفظ کند. ازهمین­رو در شرایط عادی هر گونه مسئولیت مالی از دوش زن برداشته شده است.

اسلام شرکت زن در فعالیت­های اقتصادی و مسائل اجتماعی با حفظ حریم­ها را بلامانع دانسته است. اما مشارکت اجتماعی زنان در تعریف دینی با تعریف بر مبنای توسعه، در دنیای معاصر هم­خوانی ندارد. مشارکت اجتماعی بنا بر تعریف معمول که در جهان معاصر پذیرفته شده، معیارهای کمی دارد و مستلزم حضور فیزیکی زنان است؛ در حالی که در یک نگاه دینی، زنان گاهی بدون آن­که در فضای جامعه حضور فیزیکی داشته باشند و زمان چندانی را به تردد در اجتماع یا تشکل­های مدنی اختصاص دهند می­توانند با جامعه همراه شوند. در این نگاه آن­چه اصالت دارد، کمک به ارتقای جامعه برای رسیدن به آن هدف متعالی و در چارچوب شریعت اسلامی و با نظر به اولویت­های زندگی زنان است. در رویکرد دینی، هر انسانی در وهله نخست در قبال سلامت روانی و سعادت اخروی خود و خانواده­اش وظیفه دارد، و پس از آن در قبال جامعه. (علاسوند،257:1390)

 اشتغال زنان در برخی شرایط خاص در مشاغلی که در تعریف و عرف جامعه به عنوان مشاغل مردانه پذیرفته شده­اند ممکن است اجتناب­ناپذیر باشد اما این امر نباید به عنوان یک الگو و رویه عادی در جامعه در آمده و کاملاً پذیرفته شود. شرایط جامعه و قوانین کار باید به گونه­ای تنظیم شود که زنان تا حد امکان در مشاغلی اشتغال داشته باشند که به نظام خانواده آسیب وارد نشود و زنان به سمت مشاغل زنانه هدایت شوند.

حضور افراطی و بدون برنامه زنان در بازار کار شرایط را برای اختلاط بیشتر زن و مرد و ارتباطات به دور از حیا فراهم می­کند. اگر حضور فیزیکی زنان در جامعه اصالت پیدا کند باعث تضعیف نهاد خانواده و تغییر نگاه زنان به بسیاری از ارزش­های دینی می­شود.

علاوه­براین ساختارهای بازار کار مردانه باعث می­شود زنان جنبه­های زنانه شخصیت خود، از جمله حیا را در خود سرکوب کرده و جنبه­های مردانه شخصیت خود را گسترش دهند. (علی­محمدی، کاظم،38:1387) این امر پس از مدتی هویت زنانه را دچار بحران کرده و زنان را از صفات زنانه دور می­کند. بنابراین اختلاط نقش­های جنسیتی، یکی از عوامل کاهش حیا در جامعه است.

2ـ2ـ3. پوشش­های نامناسب  

تغییر برخی ساختارهای سنتی و کار زنان و اشتغال زنان بدحجاب

معمولاً هر شخص از هر مليتي با اولين مشخصه‌اي كه شناخته مي‌شود لباسش است. فرهنگ جوامع نيز تاثير زيادي بر نوع پوشش آن جامعه دارد. هر انسان مادام كه به يك سلسله ارزش­ها و بينش­ها، معتقد و دلبسته باشد لباس متناسب با آن ارزش­ها و بينش­ها را از تن بدر نخواهد كرد. (حداد عادل، 40:1382)

با تغيير شخصيت و ديدگاه­هاي افراد پوشش آن­ها نيز كم­كم دچار تغيير مي‌شود. اسلام به زن و مرد در حفظ حدود و نگه­داشتن عفت سفارشاتي كرده است در مواردي مثل نگاه، مردان را قبل از زنان مورد خطاب قرار داده است. اما در بحث پوشش و حجاب به زنان تأكيد بيشتري شده است. تأثیر پوشش، بر حیا و عفت در خانواده و به تبع آن در جامعه، بر کسی پوشیده نیست؛ و این عامل یکی از تأثیرگذارترین عوامل در کاهش و یا تقویت حیای نفسانی می­باشد.

3ـ3ـ3. رفتارهای خلاف حیا

در فرهنگ دینی همان­طور كه پوشش اشخاص بايد نشانه حيا و عفت آن­ها باشد رفتار شخص نيز بايد مطابق با حیا باشد. ممكن است افراد پوشش متناسب با فرهنگ ديني داشته باشند اما با رفتار، حركات و طرز صحبت كردن، باعث جلب توجه و تحريك ديگران شوند. سفارش اسلام در اين زمينه نيز به زنان بيش از مردان است.

خداوند در آیه 31 سوره نور مي‌فرمايد: و آن­طور پای به زمین نزنند که زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. قرآن کریم دختران شعيب را به عنوان الگو مطرح مي‌كند كه حیا در رفتارشان نمود پیدا کرده­است.

4ـ3ـ3. تبرج زنان در جامعه و عادی شدن گناه

ارتباطات اجتماعی بر مبنای تعالیم دینی و حیا جامعه را از بسیاری از آسیب­های اجتماعی محفوظ می­دارد. مبنای ارتباط سالم اجتماعی ارتباطی بر اساس کرامت و احترام است. در چنین ارتباطی رفتار، گفتار، نگاه و حتی تفکر انسان­ها نسبت به یکدیگر بر حرمت و ارزش انسانی آن­ها استوار است.

در اسلام منعی برای حضور زنان در جامعه وجود ندارد و تأکید اسلام بر رعایت حدود و حجاب، خود بیان­گر این نکته است که حضور اجتماعی زنان با رعایت این حدود بلامانع است. اما این حضور باید بدور از خودنمایی باشد. استفاده از پوشش مناسب و عدم استفاده از آرایش و زینت در زنان از شرایط حضور در جامعه است. جنبه دیگر بعد دیداری جامعه، بحث نگاه و حفظ آن از مناظری است که باعث کاهش حیا می­شود. امام سجاد(ع) می­فرماید: حق چشمت این است که آن را از آن­چه بر تو حلال نیست، فروبندی و مبتذلش نسازی [و به کارش نبری]، مگر برای جای عبرت آموزی که دیده­ات را با آن بینا کنی یا به وسیله آن از دانشی بهره­مند شوی؛ زیرا چشم، دروازه عبرت­آموزی است. (حرانی،463:1389)

ممکن است یک صحنه زیبا به نظر برسد اما به جهت آثار و پیامدها باعث آلودگی جامعه شده و زشت باشد. حریم عمومی جامعه متعلق به همه اعضای آن است؛ به همین دلیل تک تک اعضای آن در قبال پاکی و حفظ آن از آلودگی­ها مسئولند. ممکن است در یک جامعه غیر دینی این پاکی به امور مادی و محسوس محدود شود اما در یک جامعه دینی اعضای جامعه در قبال حیا و عفت عمومی جامعه مسئول هستند. چه از نظر تولید چنان­که در آثار و ظاهر زشت نباشد و چه از نظر مصرف و کنترل نگاه از آن­چه که نازیباست.

یکی از مهم­ترین مسائلی که می­تواند از نظر ظاهری باعث شکسته شدن حریم­ها و حیا شود حضور زنان بدون در نظر گرفتن حیا در جامعه است. خروج چشم­نواز زن از خانه، شاید از یک منظر زیباشناختی مثبت ارزیابی شود؛ اما ممکن است آثار و عواقب ناخوشایندی در پی داشته باشد. این کار باعث آلوده شدن فضای جامعه و به تبع آن جلب توجه نگاه­های هوس­آلود و در پی آن رفتارهای بدور از حیا شده و علاوه بر گسترش بی­عفتی و کاهش حیای نفسانی در جامعه باعث کاهش حیای ایمانی و عدم توجه به نظارت و کاهش درک حضور می­شود. در این بخش اگر حیای نفسانی در زنان تقویت شود می­تواند بعد دیداری جامعه را تا حد زیادی از آسیب­هایی که چنین حضوری در پی دارد حفظ کند.

5ـ3ـ3. نگاه حرام

در بحث خاستگاه حیا عنوان شد که حیا، در قلب جای دارد و از آن­جا که چشم انسان دريچه‌اي به سوي قلب اوست بنابراين حفظ چشم از نگاه آلوده موجب سلامت قلب انسان خواهد بود و همان­طور که عنوان شد در تعالیم دینی سلامت

انسان از انحراف، بستگی به سلامت روان و قلب او دارد.

تعبير« يغضوا» كه در آيه سوره نور آمده است به معني كاستن نگاه و پايين آوردن آن است، يعني لازم نيست كه فرد چشمانش را ببندد بلكه منظور اين است كه انسان به هنگام نگاه كردن، هرگاه زن نامحرمي در حوزه ديدش قرار گرفت، چشمش را به گونه‌اي فرو گيرد كه آن زن از منطقه ديد او خارج گردد. سپس به فلسفه اين دستور اشاره كرده مي‌فرمايد: « انجام اين دستور براي آن­ها بهتر و پاكيزه‌تر است» يعني چشم‌چراني، و خروج از مرز و حريم عفت، مايه آلودگي و ناپاكي­هاي جنسي و معنوي است، بنابراين براي حفظ پاكي و پاك‌زيستي بايد چشم را از نگاه به نامحرم، حفظ كرد. (اشتهاردی،33:1375)

اولين پيامد نگاه حرام فاصله گرفتن انسان از خدا و کاهش حیاست. حضرت علی(ع) می­فرماید: محفوظ از گناه نمی­شود کسی مانند محفوظ ماندن به وسیله چشم پوشیدن. زیرا چشمی از حرام پوشیده نمی­گردد مگر قبلاً با چشم دل به عصمت و جلال [خداوند] نگریسته باشد. (همان منبع:288، نقل از سفینه­البحار:86)

از آن­جا که رابطه مستقیمی میان کاهش حیا و آلودگی چشم وجود دارد، یکی از راه­های حفظ حیا، (اعم از ایمانی و نفسانی) کنترل نگاه از حرام و حفظ حریم­ها در این زمینه است.

6ـ3ـ3. گفتار به دور از حیا (نفسانی)

يكي از اعضاي بدن كه در سعادت و شقاوت بشر تأثير زيادي دارد زبان است. زبان مانند چاقوي دو لبه‌اي است كه اگر درست از آن استفاده شود مي‌تواند منشاء انس و الفت و تقويت حیا شود، همان­طور كه گاه مي‌تواند باعث عادی شدن رفتار نادرست و بی­حیایی شود.

یکی از ابعاد گفتار که بیشتر به حیای نفسانی ارتباط پیدا می­کند حیا در نحوه سخن گفتن و محتوای آن در محاوره زن و مرد نامحرم است. در نحوه سخن گفتن، زنان بیش از مردان مورد خطاب قرار گرفته­اند. بسیاری اوقات محتوای کلام بدون اشکال است اما لحن کلام به گونه­ای است که بیانگر آلودگی آن است. قرآن كريم در آیه 32 سوره احزاب خطاب به زنان مي‌فرمايد: و در حين سخن گفتن، نرم، و خاضع نباشيد تا بيماردلان در شما طمع نكنند. و سخن شايسته بگوييد.

با توجه به تفاوت­های روانی زن و مرد، هر بخش از آیه بیشتر خطاب به یک جنس می­باشد. قسمت ابتدای آیه بیشتر خطاب قرآن به زنان است که در گفتار خضوع و نرمش نشان ندهيد و كلامتان تحريك كننده و هيجان انگيز نباشد. اما با توجه به این موضوع که زنان بیش از مردان تحت تأثیر عواطف بوده و کلمات و گفتارهای احساسی بیشتر بر آن­ها تأثیر می­گذارد؛ نهی قسمت دوم آیه نسبت به مردان بیشتر صدق می­کند. مردان هم باید مراقب گفتار خود با نامحرم باشند تا سخنی که در محتوا با موازین حیا سازگار نیست بیان نشود.

علاوه براین در بحث حیای نفسانی رعایت نکردن برخی نکات دیگر نیز باعث کاهش این حیا می­شود. در اسلام افراد از بیان گناهان خلاف عفت در موارد مختلف نهی شده­اند؛ زیرا بیان چنین مسائلی باعث شکسته شدن قبح گناه و عادی شدن آن می­شود. حفظ حیای نفسانی بیشتر با حفظ این حریم­ها امکان­پذیر می­شود. هر چه چنین مسائلی در جامعه بیشتر شایع شود حیای نفسانی در بین افراد جامعه کاهش می­یابد و گناهان خلاف عفت قبح خود را از دست می­دهند.

7ـ3ـ3. گوش دادن به گفتار آلوده

گوش مصرف كننده توليدات زبان و دهان است ولي هر محصول توليد شده‌اي با فطرت انسان سازگار نيست. تا زمانی که آن­چه تولید می­شود، مورد استفاده و مصرف واقع شود، تولیدش ادامه پیدا می­کند. اگر در جامعه برخي افراد صحبت يا صوتي كه با حيا مطابقت نداشته باشد توليد كنند و جامعه به حضور و نظارت خداوند حكيم باور داشته باشد خود را از آسيب اين صداها و سخن‌ها حفظ مي‌دارد و اگر افراد با در نظر گرفتن نظارت خداوند و با حيا صحبت كنند صوتي كه باعث آلودگي روح انسان شود توليد نمي‌شود و اگر گوش در جايي كه خداوند متعال فرمان داده بكار برده شود و شخص از شنيدن سخن بيهوده و حرام پرهيز كند تاثير اندك و نامطلوب صداي حرامي كه ناخودآگاه به گوش مي‌رسد در وجود انسان حس مي‌شود زيرا گوش يكي از دروازه‌هاي قلب و جان آدمي است و حياء نگهبان شايسته‌اي است براي دل، تا هر صوت نامطلوبي، وارد قلب و دل انسان نشود. پیامبر اکرم در این زمینه فرمودند: «یا علی سه چیز موجب قساوت قلب می­شود: گوش دادن به لهو، دنبال شکار رفتن و رفت و آمد به دربار سلطان جائر.» (نوری،158:1385، نقل از وسائل­الشیعه،باب 100)

بنابراين جامعه، زماني از آلودگي سخن و صداي حرام پاك مي‌شود كه شنونده‌اي براي اين صداها وجود نداشته باشد. يكي از معضلات امروز جامعه، علاوه بر گناهان زبان و شيوع و نقل شايعات، تهمت‌ و غيبت، موسيقي‌هاي حرام است و گاه اين موسيقي‌ها با صداي زن نيز همراه شده و بر حرمت آن افزوده مي‌شود.گسترش این آلودگی­ها در جامعه، علاوه بر کاهش حیای نفسانی، انسان را از درک حضور خداوند محروم کرده و حیای ایمانی را نیز کاهش می­دهد.

8ـ3ـ3. شناخته شدن (عوامل اجتماعی)

در تعریف حیا عنوان شد که حیا ترک کار خلاف عرف و شرع به دلیل درک نظارت ناظرانی است که بر رفتار فرد نظارت دارند. در این تعریف مراتب پایین حیا درک نظارت سایر افراد و در مراتب بالاتر آن درک نظارت خداوند بر رفتار شخص می­باشد. یکی از عوامل تعیین کننده­ای که بر رفتار افراد جامعه تأثیرگذار است حس نظارت ناظرهایی است که شخص برای آن­ها ارزش و احترام قائل است.

افراد در تعامل با اطرافیان و جامعه خود شناخته می­شوند. پس از مدتی انتظارات و رفتار دیگران بر مبنای این شناخت شکل می­گیرد. هر چه این شناخت بیشتر باشد انتظارات با توجه به شخصیتی که فرد از خود نزد دیگران معرفی کرده است بیشتر می­شود. این شناخت در اغلب موارد محدودیت­هایی را برای افراد به دنبال دارد.

این شناخته شدن با درک نظارت همراه است و فرد تا زمانی که شناخته شده است بسیاری از رفتارهایی که ممکن است به موقعیت او لطمه بزند را انجام نمی­دهد. گرچه این عامل می­تواند در جهت ایجاد حیا مؤثر باشد اما در جوامع دینی حیا بیش از آن­که از چنین ترسی ناشی شود از اعتقاد به نظارت خداوند شکل می­گیرد. ازهمین­رو یکی از راه­های تقویت حیا ارتباط بیشتر با مکان­های مذهبی مانند مساجد و شرکت در مراسم مذهبی و ارتباط بیشتر با همسایه­ها می­باشد. برقراری بیشتر این ارتباطات قلمرو شناخته شدن را گسترش داده و هر چه این قلمرو گسترش بیشتری پیدا کند آسیب­های ناشی از گمنامی کمتر می­شود.

بزرگ شدن شهرها و مهاجرت افراد یکی از عوامل گمنامی است. و گمنامی می­تواند باعث کاهش نظارت دیگران و حیا در فرد شود. از همین­رو افرادی که سال­های متمادی در یک مکان سکونت دارند اغلب رفتارشان با اشخاصی که به طور مداوم جابجا می­شوند متفاوت است.

مسلماً سکونت دائم پس از مدتی ارتباطاتی را میان همسایه­ها و سایر اهالی آن منطقه به وجود می­آورد. شخص ممکن است از موقعیت شغلی خاصی برخوردار نباشد اما این آشنایی و شناخته شدن می­تواند عامل مهمی در ایجاد حیا باشد.

 

 

نتیجه­گیری

حیا از جمله فضائل اخلاقی و از جمله بازدارنده­هایی است که در کنترل رفتار انسان نقش اساسی دارد. از همین رو باید راهکارهایی برای حفظ حیا در جامعه و گسترش فرهنگ حیا اندیشیده شود. بر اساس این تحقیق، حیا به دو نوع نفسانی و ایمانی تقسیم می­شود که هر کدام از این دو نوع حیا در حوزه خاصی تعریف می­شوند. با توجه به تفاوت دو نوع حیا برای حفظ هر کدام می­بایست راه­حل­های متناسب با آن ارائه شود.

بر اساس تحقیق، رفتار زنان بیش از مردان تحت تأثیر حیای نفسانی قرار دارد. بر اساس روایات، این حیا به طور طبیعی در زنان بیش از مردان وجود دارد و با بحث عفت ارتباط تنگاتنگی پیدا می­کند؛ از همین رو مسئولیت زنان در این مورد چندین برابر مردان است. این حیا با عوامل مختلف مثل لقمه حرام، الگوهای نامناسب در خانواده، آموزش و تربیت نادرست دختران، حضور افراطی زنان در نقش­های مردانه و …کاهش می­یابد. از همین رو تقویت حیای نفسانی یکی از عواملی است که جامعه به خصوص زنان را از برخی آسیب­ها حفظ می­کند. اگر تقویت حیای نفسانی در آموزش دختران جدی گرفته شود بخش زیادی از مشکلات فرهنگی مرتبط با حوزه عفاف برطرف می­شود. در این زمینه نقش زنان، تربیت و خانواده بسیار هائز اهمیت است. در بحث حیای نفسانی، تفاوت­های روانی میان زن و مرد باید مورد توجه واقع شود.

همچنین بر مبنای تعاریف، حیای ایمانی به درک و احساس حضور و نظارت خداوند و باور انسان به حضور ناظرانی که انسان آن­ها را نمی­بیند وابسته است. از طرف دیگر این حیا به جنسیت وابسته نیست به همین دلیل هر چه ایمان و اعتقاد افراد(اعم از زن و مرد) به خداوند و عالم غیب بیشتر شود به همان نسبت حیای ایمانی در آن­ها تقویت می­شود.

اگر جامعه امروز از اصول اخلاقی و معارف دینی فاصله گرفته است ریشه­اش را باید در بی­توجهی به عرفان عملی و نقش آن در حل معضلات جامعه جستجو کرد. بنابراین توجه خاص به مباحث اخلاقی و تزکیه نفس در حوزه و دانشگاه یکی از اساسی­ترین نیازهای امروز جامعه است. زیرا تنها راه افزایش حیای ایمانی آموزش و عمل به معارف دین است.

توجه بیشتر به زبان عربی به عنوان زبان قرآن، برای درک مفاهیم اصیل دینی یکی از نیازهای امروز جامعه ماست. غفلت از این نیاز موجب شده که ادعیه و مناجات­ها و مفاهیم قرآنی که از کلیدهای اصلی ایجاد حیای ایمانی به شمار می­رود خاصیت خود را تا حد زیادی از دست بدهد و تبدیل به یک سری آداب خسته کننده و طاقت فرسا به خصوص برای نسل جوان شود.

همچنین برای تقویت حیای نفسانی توجه به تفاوت­های جنسیتی در آموزش و دقت در تربیت دختران که نقش تعیین کننده­ای در هدایت و یا انحراف جامعه دارند می­تواند بخش عمده­ای از مشکلات مربوط به بحث حیا را حل کند. از طرف دیگر آموزش یکسان برای دختران و پسران می­تواند حیا را در دختران کم­رنگ کند؛ از این رو لازم است در آموزش و پرورش، از سنین کودکی این تفاوت­ها جدی گرفته شود.

در بحث حیا توجه زیادی به حیای نفسانی شده و حیای ایمانی تا حد زیادی مغفول مانده است از همین رو محقیقن و پژوهشگران می­توانند تحقیقات بیشتری در این مورد داشته باشند. توجه خاص معارف شیعه به نظارت­ها که در سایر فرق اسلامی کمتر به آن پرداخته شده می­تواند مورد تحقیق بیشتر قرار گیرد.

منابع

قرآن کریم، ترجمه: مکارم شیرازی

باقری،خسرو. (1382). هویت علم دینی. تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

بانکی­پور،امیرحسین. (1388). حیا. اصفهان: حدیث راه عشق

بستان،حسین. (1390). خانواده در اسلام. قم : پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

بروجردی،حسین. (1381). دایره المعارف تشیع. تهران : نشر محبی

پسندیده،عباس. (1383). پژوهشی در فرهنگ حیا. قم : دارالحدیث

حرانی،ابومحمد. (1382). تحف العقول. قم : انتشارات آل علی(ع)

حدادعادل،غلامعلی. (1382). فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی. تهران : سروش

دستغیب،عبدالحسین. (1388). قلب سلیم. قم  : دفتر انتشارات اسلامی

دشتی،محمد. (1381). ترجمه  نهج البلاغه. تهران : زهد

—. (1367). نهج الحیاه. قم : مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین

رحمتی شهرضا، محمد. (1385). گنجینه معارف. قم : صبح پیروزی

زرشناس،شهریار. (1387). روان شناسی مدرن و حقیقت فراموش شده انسان. تهران : کتاب صبح

زیبایی نژاد،محمدرضا. (1388). هویت و نقش های جنسیتی(مجموعه مقالات). تهران : مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری

سالاری­فر،محمدرضا. (1390). خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی،چاپ هفتم . تهران : پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

طباطبایی،محمدحسین. (1386). تفسیر المیزان. ترجمه محمدباقر موسوی، قم: دفتر انتشارات اسلامی

عضیمه،صالح. (1380). معناشناسی واژگان قرآن کریم. مشهد : انتشارات قدس رضوی

علاسوند،فریبا. (1390). زن در اسلام. تهران : نشر هاجر

قرائتی،محسن. (1388). تفسیر نور. تهران: مرکز فرهنگی درس­هایی از قرآن

کلینی،محمد. (1375). اصول کافی. تهران : اسوه

محمدی اشتهاردی،محمد. (1375). حجاب. قم : ناصر

محمدی ریشهری،محمد. (1381). منتخب میزان الحکمه. قم : دارالحدیث

ملحوجی، محمد. (1370). انسان و ابدیت. تهران : فیض کاشانی

منتظر،رضا. (1391). ابعادی دیگر از تغذیه در نگاه کلان. تهران : فصلنامه سوره اندیشه, بهار1391.

میرباقری،ابراهیم. (1381). مکارم­الاخلاق. تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

نراقی،احمد. (1377). معراج السعاده. تهران : دهقان

پری ملکی گلندوز،محقق و پژوهشگر

کارشناس مسائل زنان وخانواده 

اخبار مرتبط

نظرات

  • سلام
    عرض ادب خانم مدیر خیلی زیباست
    خوشحال میشم به وبلاگ منم سری بزنید
    در خدمتیم

  • با عرض سلام و تشکر از مطالب پر معنایتان باید خدمتان عرض کنم :خوب است انسان حجاب را به مردها یا زنها بشناساند،آثار و برکات را بیان کرده ،انتخاب را به خود فرد واگذار کند،نه اینکه فرد را به رعایت حجاب آنهم از نوع متعصبانه اش وادار کند،اسلام حدّ حجاب را مشخص کرده است.زیادتر از آن واجب نیست،بهتر است. متأسفانه ما حجاب برتر را واجب کرده ایم،از آن طرف فرد تا مقداری آزادی پیدا می کند اصل حجاب را ترکمی کند.عوامل بد حجابی زیاد است،یکی عدم اطلاع از آثار و برکات آن است و …. ،همه اینها حدود سی و چند سال است مطرح می شود،اما ببینیم به کجا رسیده ایم.بهتر است بعد از شناختن درد دنبال دوای درمان درد باشیم،تا منجر به تشکیل جامعه ای شویم که مورد رضای درگاه الهی قرار گیرد.
    حجةالاسلام و المسلمین مهدی ناظمی
    متخصص فرق و ادیان(شاخه مسیحیت تبشیری)قم مقدسه

ارسال دیدگاه

یادداشت ویژه

دردنامه خورش رستم

بنام خدا نماینده محترم جناب آقای دکتر بشیر خالقی ، مسئولین منطقه و استان شرح دردنامه خورش رستم فراموش شده به مرکزیت شهر هشجین پس از گذشت 38 سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی سخنی با نماینده محترم جناب آقای دکتر بشیر خالقی ، مسئولین منطقه و استان در حاشیه رودخانه خروشان قزل اوزن و مشرف به کوه آق داغ ، منطقه ای کوهستانی، بکر و سرشار از منابع خدادی بنام خورش رستم وجود دارد. اینجا مردمانی نجیب و بی ادعا و کم توقع با دلی پرخون (از بیعدالتی هایی که در حق این بخش فراموش شده صورت گرفته ) ولی صبور و تلاشگر و فداکار، روزگار رابه سختی وبا مشقت فراوان سپری می کنند . اکنون در اوائل شروع بکار دولت دوزادهم دولت تدبیر و امید ، منطقه خورش رستم خلخال هنوز هم از کمترین امکانات رفاهی وبهداشتی و ارتباطی بهره مند نگردیده است. این ملت مظلوم همان مردمانی که درراه انقلاب ، وطن و آزادی و دفاع مقدس صدها شهید و مجروح و اسیر تقدیم نمودند و علیرغم فقر و تهیدستی بدون کوچکترین توقعی کمکهای قابل توجهی به جبهه های جنگ نمودند. در زمان جنگ تحمیلی از ۱۱۵شهید در خورش رستم ( ۸۵ شهید فقط در شهرهشجین) و چندین جاویدالاثر تقدیم انقلاب شد و از ۷ نفر سردار شهید شهرستان خلخال۵ شهید خورش رستمی هستند. در عرصه علم و دانش و تداوم استقلال ملی به دنام هایی چون پرفسور مولایی ، دکتر گودرزصادقی ، دکتر توکلی، دکتر آقایی، دکتر مظفری، دکتر غفاری و مهندس عراقی ، مهندس رمضانی و… برمی خوریم . حال منطقه ای با چنین گذشت و فداکاری و دارای افراد فرهیخته و دانشمند و عقبه تاریخی به عنوان محروم ترین، مهاجرفرست ترین و گمنام ترین و نهایتا فراموش شده ترین منطقه استان اردبیل گردیده است بطوریکه از ۳۶هزار نفرجمعیت قبل از انقلاب، اکنون حدود ١٢ هزارنفر باقي مانده است .و این یک هشدار جدی برای مسئولین میباشد. مسایل و مشکلات این مناطق با مدیریت صحیح و با کمترین هزینه قابل حل میباشد ولی افسوس بدلیل ضعف و عدم انگیزه و تجربه کافی مدیران و مسئولین نه تنها مشکلی برطرف نمیشود بلکه روز به روز شاهد پسرفت منطقه و مهاجرت از منطقه به سوی شهرهای مرکزی و بزرگ و نهایتا با کاهش شدید جمعیت روبرو هستیم. پس ازگذشت 38 سال از پیروزی انقلاب اسلامی هشجین و روستاهای تابعه بخش خورشرستم نه آب آشامیدنی سالم دارد و نه ازراه ارتباطی  مناسب برخوردار هست نه امکانات اشتغال جوانان فراهم هست نه وضع  امکانات بهداشت و درمان مناسبی هست . هیچ گونه سرمایه گذاری دولتی در این منطقه انجام  نشده است تااز مهاجرت جوانان این منطقه جلوگیری شود. آمارهای قابل تاملی در این زمینه وجود داردکه در ذیل به چند نمونه بطور خلاصه اشاره می گردد. به امید اینکه با تدبیر نماینده محترم و با همکاری مسئولین اجرایی منطقه و استان ، در مدت نمایندگی شاهد رفع شدن مشکلات و تنگناهای زیر باشیم . 1 - راههای ارتباطی هرچند هشجین و خورشرستم مشکلات زیادی ...