رفتن به بالا

وب سایت اطلاع رسانی شهر هشجین

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۵ ذو القعدة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 18 July

آراستن سرو و كاج در كريسمس هم از ايران باستان اقتباس شده است، زيرا ايرانيان به اين دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي نگريستند و در خور روز؛ در برابر سرو مي ايستادند و عهد مي كردند كه تا سال بعد يك نهال سرو ديگر كشت كنند.

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ايرانيان چند هزار سال است كه شب يلدا آخرين شب پاييز و آذر ماه را كه درازترين و تاريك ترين شب در طول سال است تا سپيده دم بيدار مي مانند، در كنار يكديگر خود را سرگرم مي کنند تا اندوه غيبت خورشيد و تاريكي و سردي روحيه آنان را تضعيف نكند و با به روشني گراييدن آسمان (حصول اطمينان از بازگشت خورشيد در پي يك شب طولاني و سياه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختي بياسايند.
مراسم شب يلدا (شب چله) از طريق ايران به قلمرو روميان راه يافت و جشن «ساتورن» خوانده مي شد. جشن ساتورن پس از مسيحي شدن رومي ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه يافت كه در همان نخستين سده آزاد شدن پيروي از مسيحيت در ميان روميان، با تصويب رئيس وقت كليسا، كريسمس (مراسم ميلاد مسيح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال هاي كبيسه سه روز بيشتر از يلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم يكي است. از آن پس اين دو ميلاد تقريباً باهم برگزار مي شده اند.
آراستن سرو و كاج در كريسمس هم از ايران باستان اقتباس شده است، زيرا ايرانيان به اين دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي نگريستند و در خور روز؛ در برابر سرو مي ايستادند و عهد مي كردند كه تا سال بعد يك نهال سرو ديگر كشت كنند.
پيشتر، ايرانيان (مردم سراسر ايران زمين) روز پس از شب يلدا (يكم دي ماه) را خور روز و دي گان؛ مي خواندند و به استراحت مي پرداختند و تعطيل عمومي بود. در اين روز عمدتاً به اين لحاظ از كار دست مي كشيدند كه نمي خواستند احياناً مرتكب بدي كردن شوند كه ميترائيسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشيد گناهي بسيار بزرگ مي شمرد. هرمان هيرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبيقي زبان هاي آريايي را نوشته است كه پارسي از جمله اين زبان ها است نظر داده كه دي- به معناي روز- به اين دليل بر اين ماه ايراني گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشيد است. بايد دانست كه انگليسي يك زبان گرمانيك (خانواده زبانهاي آلماني) و از خانواده بزرگ تر زبان هاي آريايي (آرين) است. هرمان هيرت در آستانه دي گان به دنيا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشيد بود، مباهات بسيار مي كرد.
فردوسي به استناد منابع خود، يلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پيشدادي ايران (كيانيان كه از سيستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در اين زمينه از جمله گفته است:
كه ما را ز دين بهي ننگ نيست
به گيتي، به از دين هوشنگ نيست
همه راه داد است و آيين مهر
نظر كردن اندر شمار سپهر
http://media.mehrnews.com/d/2015/12/18/0/1942579.jpg
آداب شب يلدا در طول زمان تغيير نكرده و ايرانيان در اين شب، باقيمانده ميوه هايي را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات مي خورند و دور هم گرد هيزم افروخته و بخاري روشن مي نشينند تا سپيده دم بشارت شكست تاريكي و ظلمت و آمدن روشنايي و گرمي (در ايران باستان، از ميان نرفتن و زنده بودن خورشيد كه بدون آن حيات نخواهد بود) را بدهد، زيرا كه به زعم آنان در اين شب، تاريكي و سياهي در اوج خود است.
واژه يلدا، از دوران ساسانيان كه متمايل به به كارگيري خط (الفباي از راست به چپ) سرياني شده بودند به كار رفته است. يلدا- همان ميلاد به معناي زايش- زاد روز يا تولد است كه از آن زبان سامي وارد پارسي شده است. بايد دانست كه هنوز در بسياري از نقاط ايران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوري براي ناميدن بلندترين شب سال، به جاي شب يلدا از واژه مركب شب چله (?? روز مانده به جشن سده، شب سياه و سرد) استفاده مي شود?
خور روز (دي گان)- يكم دي ماه- در ايران باستان در عين حال روز برابري انسان ها بود. در اين روز همگان از جمله شاه لباس ساده مي پوشيدند تا يكسان به نظر آيند و كسي حق دستور دادن به ديگري را نداشت و كارها داوطلبانه انجام مي گرفت، نه تحت امر. در اين روز جنگ كردن و خونريزي، حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. اين موضوع را نيروهاي متخاصم ايرانيان مي دانستند و در جبهه ها رعايت مي كردند و خونريزي موقتاً قطع مي شد و بسيار ديده شده كه همين قطع موقت جنگ، به صلح طولاني و صفا انجاميده بود.
منبع: www.tafrihi.com

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت ویژه

دردنامه خورش رستم

بنام خدا نماینده محترم جناب آقای دکتر بشیر خالقی ، مسئولین منطقه و استان شرح دردنامه خورش رستم فراموش شده به مرکزیت شهر هشجین پس از گذشت 38 سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی سخنی با نماینده محترم جناب آقای دکتر بشیر خالقی ، مسئولین منطقه و استان در حاشیه رودخانه خروشان قزل اوزن و مشرف به کوه آق داغ ، منطقه ای کوهستانی، بکر و سرشار از منابع خدادی بنام خورش رستم وجود دارد. اینجا مردمانی نجیب و بی ادعا و کم توقع با دلی پرخون (از بیعدالتی هایی که در حق این بخش فراموش شده صورت گرفته ) ولی صبور و تلاشگر و فداکار، روزگار رابه سختی وبا مشقت فراوان سپری می کنند . اکنون در اوائل شروع بکار دولت دوزادهم دولت تدبیر و امید ، منطقه خورش رستم خلخال هنوز هم از کمترین امکانات رفاهی وبهداشتی و ارتباطی بهره مند نگردیده است. این ملت مظلوم همان مردمانی که درراه انقلاب ، وطن و آزادی و دفاع مقدس صدها شهید و مجروح و اسیر تقدیم نمودند و علیرغم فقر و تهیدستی بدون کوچکترین توقعی کمکهای قابل توجهی به جبهه های جنگ نمودند. در زمان جنگ تحمیلی از ۱۱۵شهید در خورش رستم ( ۸۵ شهید فقط در شهرهشجین) و چندین جاویدالاثر تقدیم انقلاب شد و از ۷ نفر سردار شهید شهرستان خلخال۵ شهید خورش رستمی هستند. در عرصه علم و دانش و تداوم استقلال ملی به دنام هایی چون پرفسور مولایی ، دکتر گودرزصادقی ، دکتر توکلی، دکتر آقایی، دکتر مظفری، دکتر غفاری و مهندس عراقی ، مهندس رمضانی و… برمی خوریم . حال منطقه ای با چنین گذشت و فداکاری و دارای افراد فرهیخته و دانشمند و عقبه تاریخی به عنوان محروم ترین، مهاجرفرست ترین و گمنام ترین و نهایتا فراموش شده ترین منطقه استان اردبیل گردیده است بطوریکه از ۳۶هزار نفرجمعیت قبل از انقلاب، اکنون حدود ١٢ هزارنفر باقي مانده است .و این یک هشدار جدی برای مسئولین میباشد. مسایل و مشکلات این مناطق با مدیریت صحیح و با کمترین هزینه قابل حل میباشد ولی افسوس بدلیل ضعف و عدم انگیزه و تجربه کافی مدیران و مسئولین نه تنها مشکلی برطرف نمیشود بلکه روز به روز شاهد پسرفت منطقه و مهاجرت از منطقه به سوی شهرهای مرکزی و بزرگ و نهایتا با کاهش شدید جمعیت روبرو هستیم. پس ازگذشت 38 سال از پیروزی انقلاب اسلامی هشجین و روستاهای تابعه بخش خورشرستم نه آب آشامیدنی سالم دارد و نه ازراه ارتباطی  مناسب برخوردار هست نه امکانات اشتغال جوانان فراهم هست نه وضع  امکانات بهداشت و درمان مناسبی هست . هیچ گونه سرمایه گذاری دولتی در این منطقه انجام  نشده است تااز مهاجرت جوانان این منطقه جلوگیری شود. آمارهای قابل تاملی در این زمینه وجود داردکه در ذیل به چند نمونه بطور خلاصه اشاره می گردد. به امید اینکه با تدبیر نماینده محترم و با همکاری مسئولین اجرایی منطقه و استان ، در مدت نمایندگی شاهد رفع شدن مشکلات و تنگناهای زیر باشیم . 1 - راههای ارتباطی هرچند هشجین و خورشرستم مشکلات زیادی ...