سفر به آشیانه ی خورشید

می تراود آفتاب از سمت کوه آقداغ

 می کند روشن فضای خانه ها و کوچه باغ

 آسمان هشجین آبی به روز و وقت شب

 کهکشانها دُرفشان،  استاره ها چشمک زنان

خاطرات کودکی کردم سوار     می برد از راه نوری تا خدای

دست خود را چون که بالا می بری

می توان کند از درخت استوار

یک شکوفه ، یک ستاره، یک طراوت از بهار

دامن صحرا پر از سبز چمن

خوش خرامد گندمش با هر نسیم

 چون که پوشیده ست ز گل ها پیرهن

 کاج ِ تنها در میان تپه ای

بخت دخترهای ده وا می کند

می چکد چون اشک عاشق بر زمین

دشت یک دامن شقایق آبیاری می کند

 پیرمردان پشته پشته از گون

هیمه ی آتش فراهم می کنند

همسران در انتظار شوهران

پای چشمه ، عقده ها وا می کنند

 سوی دیگر کودکان ، زیر درخت زالزالک

آرزوها را سوار اسب چوبین می کنند

 آرزوهاشان چه کوتاه است ولی

 خانه ای دیوارهایش کاهگلی

 زیر سقف چوبی اش پر از محبت، همدلی

 مردمانش همچو آب چشمه ، پاک اند و زلال

 هرچه با آنان بگردی ، گفتگوها بی ملال

گشته ای مهمان کنار سفره ای پر گشته از نان فطیر

 آش دوغ در کاسه هاشان یا که شیر

 عطر مرزه، کاکوتی در یک هوای دلپذیر

با تو همچون آشنایی، شادمانی می کنند

 من درین دشت طلا

 درکنار آبگیر و کوهسار

 زندگانی

این طریق بی نشان را

 گونه ای دیگر تداعی می کنم

 خورشه رستم !  بهشت گمشده

از دیار زنده رود

  من بر تو تعظیم می کنم

 از کزج تا نیمهیل، سوسهاب و هشجین را

در خاطراتم

 جاودانی می کنم

شعر از :  مسعود احمدپور

 

5 دنبال این می گردید “سفر به آشیانه ی خورشید

  1. ممنونم از زحمتی که کشیدید و لطفی که به شعرم داشتید. البته ویراستار نشریه دخل و تصرفی در آن کرده بود که جایی به وزن و مهم تر از همه جایی دیگر به پیام آن لطمه خورده بود!
    همانطور که دیدید عنوان آن شعر را سفر به آشیان…ه ی خورشید نهاده ام و غرضم این بوده که بگویم این منطقه ی زیبای کشورم چنین نامی دارد.
    معلوم است که نام رسمی آن از نظر وزارت کشور خورش رستم است ولی کاملا واضح است که این اسم بی معنا و بی مسماست و آنطور که من حدس می زنم این نام برآمده از نام حقیقی آن یعنی «خورشه روستام» و بدین معناست که « در روستای من خورشید شاهی می کند! » و این معنا در اکثر مناطقی که در پناه کوههای بلند شمالی جنوبی قرار دارند دیده می شود مثلا روستایی در اراک هست بنام «خورزن» یعنی جایی که خورشید می زند. آق داغ که با ارتفاع بلندش در جهت شمال غرب جنوب شرق منطقه کشیده شده این ویژگی را دارد که به هنگام صبح خورشید در جبهه جنوبی اش می دمد و در هنگام غروب خورشید را برای ساکنان جبهه شمالی اش می بلعد پس همچون آشیانه ایست برای خورشید.
    سوای عکس خاطره انگیزی که هنگام صعود به آق داغ از دمیدن خورشید گرفته ام و امیدوارم آن عکسی را که شما از من درآن حال گرفتید برایم بفرستید. این عکس را من از حیاط خانه تان گرفته ام که موید حرف من است برای خوانندگان این مطلب. ضمن اینکه نمی توانم هیجان برآمدن ماه را در شب پیش اش از پشت این کوه از یاد ببرم. چیزی که ممکن است برای ساکنان آن منطقه طبیعی به نظر بیاید ولی برای ما ها که عمرمان را در پس ساختمانهای بلند شهری گذرانده ایم پدیده ای منحصر بفرد است اصفهان – مسعود احمد پور

  2. ممنون از شعر زیباتون….
    طلوع خورشید و
    برآمدن ماه ماه از پشت آغ داغ از زیباترین صحنه هایی ست تو عمرم دیدم…

  3. شب يلدا

    یکی از مسائلی که جزء سنن ما ایرانیان است و منافانی با دینمان ندارد ،آئین شب یلداست . خانواده ها در این شب دور هم جمع می شوند متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که اعضای خانواده در کنار هم شب نشینی می کردند و بزرگ تر ‌ها برای جمع شعر می خواندند و فال می گرفتند و داستان می گفتند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبه نمادین دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.

    به خاطر اهمیتی که دین اسلام برای خانواده ها قائل است ، تمام آئین ایرانی که در آن اعضای خانواده دور هم جمع می شوند به قوت خود باقی مانده است .این که ما به بهانه ی طولانی ترین شب سال به دیدن پدر ،مادر ها برویم ،صله ی رحم کنیم ، ساعتی را شاد باشیم ، کفتگو کنیم ، از حال هم با خبر شویم ،بسیار خوب و شایسته است .

    شب يلدا وتقارن آن با ولادت با سعادت حضرت امام موسي كاظم (ع) بر هموطنان گرامي بويژه همشهريان عزيز مباركباد.
    علي كرمي هشجين

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *