رفتن به بالا

وب سایت اطلاع رسانی شهر هشجین

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۹ ربيع ثاني ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 18 December

در سرتاسر تاریخ پر فراز و نشیب مشروطه ایران بسیارند افرادی که  با وجود تمام مجاهدت ها و دلاوری ها ی خستگی ناپذیرشان در راه آزادی ملت و مبارزه با استبداد ، متاسفانه نامشان در لابه لای صفحات تاریخ این نهضت عظیم به فراموشی سپرده شده است. رضا پاشازاده هشجین ملقب به شجاع لشکر و […]

در سرتاسر تاریخ پر فراز و نشیب مشروطه ایران بسیارند افرادی که  با وجود تمام مجاهدت ها و دلاوری ها ی خستگی ناپذیرشان در راه آزادی ملت و مبارزه با استبداد ، متاسفانه نامشان در لابه لای صفحات تاریخ این نهضت عظیم به فراموشی سپرده شده است.

رضا پاشازاده هشجین ملقب به شجاع لشکر و امیر مظفر از جمله این افراد است که در تاریخ مشروطیّت و وقایع بعد از آن نقش موثری ایفا کرده است. او در سال 1261شمسی(1300ه.ق) در هشجین و درخانواده ای مرفه و متمول دیده به جهان گشود.پدرش مرحوم پاشاخان ،مشهور به “خان جان آقا ” ، از مالکین و اربابان خورشرستم بود ، اوکه به تحصیل فرزند خود علاقه فراوان داشت بدین منظور به رسم عادت مالکین آن زمان معلم سرخانه آورد تا پسرش مشغول به تحصیل گردد، شجاع لشگر تحصیلات مقدماتی را در هشجین فرا گرفته و پس از آن برای ادامه تحصیل با حمایت و تشویق پدر رهسپار تهران شد . سالهای اقامت وی در تهران مصادف بود با اوضاع نابه سامان سیاسی و اجتماعی کشوربعد از ترور ناصرالدین شاه و روی کار آمدن فرزند بیمارش مظفرالدین .

 در چنین شرایطی نا رضایتی ها از تسلط بیگانگان در ایران، افزایش حضور روس ها ، فقر و نا امنی و…، موجب پدیدار شدن موجی از افکار انقلابی و بیگانه ستیز در ذهن مردم و به ویژه جوانان تحصیل کرده ایرانی همانند شجاع لشکر گردید.در این سالها او در نتیجه تماس با برخی آزادی خواهان، به آزادی علاقمند و با آنها شروع به همکاری نمود ، بعد از اتمام تحصیلات و بعد از اعلان مشروطیّت به انجمن آذربایجان پیوسته و پس از مدتی سمت نظامت انجمن را بر عهده گرفت ، و با درج اعلان در روزنامه های یومیّه حبل المتین و صبح صادق، اعضاء را جهت شرکت در جلسه ای که قرار بود نظامنامه انجمن در آن قرائت شود، دعوت می نمود . دکتر سلام الله جاوید در کتاب فداکاران فراموش شده آزادی و در شرحال او می نویسد: ((بعد از اعلان مشروطیّت ، فعالیت شجاع لشکر بیشتر در انجمن آذربایجان بود که حیدر خان عمواوغلو یکی از رهبران و مؤسس آن بود.تماس شجاع لشکر با حیدر خان عمواوغلو بیشتر شد و در نتیجه روح انقلابی شجاع لشکر تقویت گردید.))

در 21 رجب سال 1325ه.ق هنگامی که میرزا علی اصغر خان اتابک(امین السلطان)،صدر اعظم محمد علی شاه  که اعتراض ها بر علیه بیگان پرستی او به اوج خود رسیده بود در مجلس ملی ترور و به قتل رسید،عده ای با مطرح کردن احتمال دخالت انجمن آذربایجان در این جریان باعث شدند تا افکار عموم متوجه شجاع لشکر و برخی از اعضای انجمن که در محل حضور داشتند،گردد . در این باره میرزا فتحعلی خان مولوی تبریزی در شرح قتل اتابک می گوید:((از جمله متهمین که هنوز به آنها پرداخته نشده و مذاکره می نمایند،جمعی از اهالی انجمن آذربایجانندکه به هیات متفقه در در جلوخان خانه حاجی صدرالسلطنه که دم بهارستان است نشسته بودند مدتی متمادی، مثل اینکه منتظر امری: شجاع لشکر،میرزا نبی مجدالسلام،امین الشرع خلخالی)). گرچه بعدها برخی شواهد دخالت شخص محمّد علی شاه در این فقره را تصدیق نمودند.

یک سال پس از این اتفاق و در اوج خفگان بحران مشروطیّت ایران و در بحبوحه نگارش متمم قانون اساسی که چهره مستبد محمّد علی شاه به عریان ترین شکل ها خود را آشکار می ساخت ،در 23 جمادی الاول 1326ه.ق(دوم تیر 1287شمسی)مجلس ملّی با کودتای او به توپ بسته شد. در این هنگام بود که شجاع لشکر فداکاری و علاقه خود را به آرمانهای آزادی عملاً نشان داده و به همراه مرحوم ابوالفتح زاده و اسدالله جهانگیر مردانه با مستبدین جنگید. بعد از این واقعه  دوره ی سیاه استبداد آغاز و سایه وحشت بر جامعه ایران مستولی گردید و  بنا به گفته دکتر ماشاء الله آجودانی در کتاب مشروطه ی ایرانی :((آزادیخواهان را می کشتند و یا به بند میکشیدند و هر کس براستی آزادیخواه بود ، به کنجی خزیده و دم فرو می بست.))

درچنین خفگانی بود که شجاع لشکر آشکارا و باصراحت از محمد علی شاه و اقداماتش برعلیه مشروطه بد می گفت، تا اینکه به پیشنهاد دوستان و از آنجا که قصد جانش می رفت چندی خود را مخفی نگهداشته و سپس از مسیر مازندران به بادکوبه(باکو) عزیمت نمود.

همزمان با توقف کوتاه چند ماهه شجاع لشکر در باکو ، کمیته ای به نام ستار در رشت با هدف حمایت از جنبش مشروطیّت تشکیل گردید. مبارزان این کمیته پس از چندی در روز ۱۹ بهمن ۱۲۸۷ه.ق به سر کردگی  یپرم خان ارمنی و محمدولی خان تنکابنی ، آقابالاخان (حاکم رشت) را کشتند و شهر را تسخیر کردند. پس از آن تمام گیلان به تصرف آزادی خواهان در آمد. شجاع لشکر چند روز پس از شنیدن خبر این پیروزی ، به همراه تنی چند از فراریان ایرانی و مجاهدین رشت خود را بلافاصله به انقلابیون رساند و از آنجا که انتظار می رفت به دلیل داشتن سابقه درخشان در نهضت مشروطه و استعداد و لیاقتی که از هر جهت دارا بود و قاعدتاً می بایست در انقلاب رشت مقام مهم و بلندی در اختیارش قرار می گرفت اما به این علت که  با محمد ولی خان(سپهدار اعظم) منازعه فکری داشته و در برخی امور زیاده روی می کرد ، او را از طرف انجمن برای مقابله با رشید الملک حاکم اردبیل که در آستارا بر علیه آزادیخواهان اردوی نظامی زده بود، اعزام کردند .

پس از شکست اردوی رشید الملک، شجاع لشکر بر حسب امر کمیته رشت در 18 جمادی الثانی 1324 ه.ق به همراه چهل نفر از مجاهدین قفقازی برای کمک به رشید نظام گروسی درمقابل مامورین دولت، شاهسون ها،مرتجعین و…  ، مامور خلخال گردید.

او از طرق ماسوله با شکوه تمام وارد هرو آباد شد و به مراتب بیشتر از رشید نظام مورد استقبال اهالی قرار گرفت و سپس در منزل ناصر دفتر روائی استقرار یافت. بعد از ورود به خلخال ریاست و فرماندهی مجاهدین خلخال را به او واگذار کرده و در کنار آن ریاست کمیسیون جنگ را نیز بر عهده گرفت و سایر اعضای کمیسیون به ترتیب زیر از طرف او انتخاب شد.

معین الممالک(معاون کمیسیون جنگ)، سراج لشکر(تحویلدار کمیسیون)،ارشدالممالک و عزت الله خمسی (اعضای کمیسیون).

در نتیجه این رخدادها و از آنجا که شخص شجاع لشکر سابقه ی آزادی داشته و اهل محل بود، بین مردم احترام زیادی پیدا کرد و اهالی به نظرات او اهمیت می دادند و در نتیجه ی تشویق های او دبستان ناصری که مرحوم حاج معلم شروع کرده بود تسریع شد و مجموعه این اقدامات حتی موجب آن گردید تا نام شجاع لشکر برای همیشه در تاریخ ادبیات خلخال نیز ماندگار شود:

شجاع لشکرِ لشکر شکن گلدی             الینده قیرمیزی بایراق ، هیرودا برقرار اولدی

 دکتر جاوید می گوید:((شجاع لشکر ناطق خوبی بود و مردم را با نطق های خود به آزادی فرا می خواند. روزی در باغ بزرگ نعمت الله دستور میتینگ داده بود ، دستور داد در ((فرضی دره سی)) بمبی منفجر نمایند تا اهالی به ابهت آزادیخواهان پی ببرند ، بمب منفجر شد و مرم به حیرت افتادند.))

در مدت حضور او در خلخال چند سالی آرامش در منطقه حاکم شد و شهر به دست ملیون و انقلابیون افتاد و پس از مدتی حکم ریاست شعبه کمیته رشت رسماً برای او ارسال شد. اما دیری نپائید که بروز برخی اختلافات در بین آزادیخواهان و به دنبال آن تحریکات سرّی دربار محمد علی شاه ، این فرصت را به اشرار ایلات شاطرانلو،فولادلو و جورقلوی خلخال، به سرکرده گی امیرعشایرفولادلو داد تا به آشوب و تاراج خود در برخی مناطق شدت دهند. حتی آنان نامه ای به امضای امیرعشایر برای آزادیخواهان فرستاده و آنها را تهدید کردند تا در عرض یک ماه منطقه را ترک کنند. با قرائت نامه ی امیر عشایر در انجمن ، آزادیخواهان بلافاصله به شور نشسته و در محل باغ عمارت انجمن به اتفاق دو هزار نفر از اعضاء ، اجتماع کردند. در اواسط جلسه ناگهان چاپار پیاده ملی وارد محل شده و تلگرافی را قرائت کرد که بشارت فتح تهران به دست انقلابیون و استعفای محمّد علی شاه را می داد.خبر این پیروزی موجب خوشحالی حاضرین و مقاومت آنان در مقابل تهدیدات امیرعشایر گردید.

بعد از این قضایا امیر عشایر متوجه تحولات اردبیل شد ه و با رحیم خان سردار نصرت قراجه داغی و سایر رؤسای ایلات شاهسون ، بر ضد ستارخان(سردار ملی) و ملیون در معاوضه بود. تا اینکه در 17 شوال 1327ه.ق شهر اردبیل به محاصره اتحاد قبایل شاهسون و امیر عشایر در آمد و شهر پس از سه روز درگیری شدید به دست ایلات افتاد و ستارخان شبانه قلعه را تخلیه و رهسپار تبریز شد.

در این حال قضیه ی اردبیل اوضاع خلخال را متزلزل و اغلب مجاهدین به سمت گیلانات متواری شدند و شجاع لشکر هم  به همراه مرحوم ناصر دفتر و برخی از سران انجمن ، شبانه و بدون اطلاع سایرین از هروآباد حرکت کرده و چند شبی در برخی از محال شاهرود اقامت و بالاخره در خانه پسر عمویش حسین خان سرتیپ واقع در قریه برندق خورشرستم مستقر شدند. در این هنگام امین الشرع خلخالی برای تامین و عودت شجاع لشکر و همراهان از طرف سران ایلات ، مامور و به سمت اقامتگاه آنها فرستاده میشود ولی آنها به انتظار آمدن اردوی دولتی از برگشتن امتناع می ورزند. پس از چند روز از اقامت شجاع لشکر در برندق ، صدرالعلما و معین الممالک هم برای برگرداندن آنها فرستاده می شوند اما آنها دوباره از مراجعت تامل و امرار وقت می کنند و حتی این بار صدر العلما و معین الممالک هم مدتی را به اتفاق آنها در هشجین و در خانه حاج فرج آقا پناهی و حاج جواد آقا پناهی با گشت و گذار به سر می برند تا اینکه پس از چندی وکیل الممالک و رئیس التجار هم به آنان پیوسته و مجمعی از آزادیخواهان تشکیل میگردد.

پس از مدتی با شنیدن خبر عبور اردوی دولتی از زنجان  وقتی شجاع لشکر از آمدن آنان به سمت خلخال نا امید می شود . خود به اتفاق حسین خان در محل مانده و سایرین به هروآباد مراجعت می کنند.

شجاع لشکر چند سالی را در زادگاه خود مانده و از خود دفاع کرد تا اینکه با خدعه و نیرنگ شجاع الدوله والی آذربایجان به تبریز رفته و در آنجا زندانی شد و پس از شکنجه های شدید با وساطت و دریافت وثیقه آزاد و از مرگ نجات پیدا کرد.

دکتر جاوید در مورد سالهای پایانی حیات شجاع لشکر می نویسد:(( شجاع لشکر در دوره مهاجرت با مهاجران شرکت کرد و بر علیه طرفداران استبداد جنگید و بعد از تمام شدن جنگ در تبریز مسکن کرده و از سال 1299 تا 1300 شمسی در حزب کارگران به اتفاق میر علی اکبر سراج،حسین بی چیز،کریلایی حسین بنّا و دیگران فعالیت می کرد. در موقع شورش لاهوتی ، پاشازاده(شجاع لشکر) در جلفا بود و موقع فرار آزادیخواهان ، او نیز به روسیه فرار کرد. در بادکوبه نگارنده(سلام الله جاوید) با شجاع لشکر آشنا شده و با او در کارهای فرهنگی و اجتماعی همکاری می کردم . پاشازاده چون عملاً در مشروطه شرکت کرده بود، تاریخ مشروطیّت ایران را خوب می دانست و از سابقه رجال مشروطه مطلع بود. موضوع فرار و پناهندگی تقی زاده را دفعه اول او برای نگارنده نقل کرد. استعداد نویسندگی زیاد داشت اما با کمال تأسف حوصله ی نویسندگی نداشت. با مساعدت دوستان،ریاست فروشگاه آذر نشر را در نخجوان برای پاشازاده فراهم کردیم و مدتی ریاست آنرا بر عهده داشت. او به استقلال ایران علاقه وافر داشت. در نتیجه ی روشن بینی با طبقه زحمتکش همکاری می کرد. در بادکوبه بیشتر در قسمت فرهنگی جمعیت معارف و مدنیّت ایران در دبیرستان اتحاد ایرانیان و کلاسهای اکابر فعالیت می کرد. او در سال 1322 شمسی در بادکوبه(باکو) دار فانی را وداع کرد.))

 منابع:نقیب،مسعود،(1379).خلخال و مشاهیر،تبریز:مهد آزادی

جاوید،سلام الله،(1358).فداکاران فراموش شده آزادی،تهران

روائی،ناصردفتر(1363).خاطرات واسناد:انتشارات فردوسی

آجودانی،ماشاء الله،(1382).مشروطه ایرانی،تهران:نشر اختران

کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تلگراف شجاع لشکر به مجلس،شناسگر رکورد:735584

وب سایت رسمی رضا همراز،شرح قتل میرزا علی اصغر خان اتابک:www.rezahahamraz.com/fa/index/.php

مساعدت ها و نقل قولهای ارزشمند مشهدی زعفر کارگر و احمد زعفری هشجین

متن ارسالی توسط :  یاسر پورهدایت هشجین

اخبار مرتبط

نظرات

  • فریور باقرزاده says:

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما خادمان فرهنگ و تمدن ایران سر فرازو آذزبایجان متمدن و فرزندان تلاشگر آن در هر برهه از زمان.
    ابتدا لازم می دانم بر خورش رستمی های با فرهنگ و متشخص تبریک عرض نمایم به سبب داشتن فرزندان و مفاخرانی چون پروفسور نصرالله مولایی هشجین( استاد راهنمای دانشمند پایان نامه ام با موضوع توسعه گردشگری فرهنگی در خورش رستم) و بخشدار تلاشگر جناب آقای مهندس شاد و کارکنان محترم بخشداری خورش رستم و مدیریت فکور آموزش و پرورش خورش رستم جناب آقای یونس جعفری نوده و کارشناسان ارشد این اداره :آقایان سید توسل اقدس گهراز و منوچهر آقایی هشجین ودهیاران و اعضای محترم شوراهای اسلامی روستاهای هدف که با علم به نقش علم در توسعه این بخش زر خیز دستانم را با مهربانی گرفتند و یاریم کردند.
    و اما بعد مرحوم شجاع لشکر جد پدری مادر بنده می باشد واگر عزیزی اطلاعاتی جامع تر یا تصاویری دارد به ایمیلم لطف کند ارسال نماید تا به نام خودشان جهت پیوست پایان نامه درج گردد. توفیق و سلامتی همگان را از حضرت حق خواهانم.fbfarivar@gmail.com

  • هـ. جعفری نوده says:

    بسمه تعالی
    سلام علیکم
    ضمن تشکر از وب سایت وزین هشجین و همچنین آقای یاسر پورهدایت هشجین، چند نکته را در خصوص مطلب منتشره در خصوص مرحوم «شجاع لشکر خلخالی» می‌خواهم خدمت‌تان عرض کنم:
    1. کلیه مطالبی که بنده در باره مرحوم شجاع لشکر مطالعه کرده‌ام و خاطراتی که از ایشان از بزرگان قوم و دوستان نزدیک وی شنیده‌ام، از ایشان با عنوان «شجاع لشکر خلخالی» یاد کرده‌اند و نه «شجاع لشکر هشجین». اگر چه ایشان متولد هشجین بوده‌اند، ولی به واسطه مبارزات ایشان در مقطع مشروطیت در منطقه خلخال، با عنوان «شجاع لشکر خلخالی» اشتهار پیدا کرده‌اند.
    2. ای کاش با نوادگان آن مرحوم و همچنین افرادی که از نزدیک وی را می‌شناختند نیز مصاحبه می‌کردید. این مصاحبه‌ها قطعا به غنای مطلبی که زحمتش را کشیده‌اید می‌افزود.
    3. سلام الله جاوید در مطلبی که در باره وی نوشته‌اند، سعی کرده‌اند آن مرحوم را دارای گرایشات سوسیالیستی و کمونیستی معرفی کنند. در حالی که مرحوم شجاع لشکر با دکتر جاوید دارای اختلافات زیادی بوده‌اند که مهمترین دلیل آن گرایشان دینی و مذهبی شجاع لشکر بوده است.
    4. شجاع لشکر در زمان استالین در اعتراض به نظام حاکم بر شوروی سابق و … چند بار قصد می‌کند که از آنجا فرار کند، ولی متاسفانه موفق نمی‌شود و در نهایت از جمله هزاران نفری بوده است که به دستور استالین کشته می‌شود.
    5. در صورتی که علاقه‌مند باشید می‌توانم افرادی را که از نزدیکان و اقربای ایشان هستند معرفی کنم. mazlava@gmail.com

ارسال دیدگاه

یادداشت ویژه

دردنامه خورش رستم

بنام خدا نماینده محترم جناب آقای دکتر بشیر خالقی ، مسئولین منطقه و استان شرح دردنامه خورش رستم فراموش شده به مرکزیت شهر هشجین پس از گذشت 38 سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی سخنی با نماینده محترم جناب آقای دکتر بشیر خالقی ، مسئولین منطقه و استان در حاشیه رودخانه خروشان قزل اوزن و مشرف به کوه آق داغ ، منطقه ای کوهستانی، بکر و سرشار از منابع خدادی بنام خورش رستم وجود دارد. اینجا مردمانی نجیب و بی ادعا و کم توقع با دلی پرخون (از بیعدالتی هایی که در حق این بخش فراموش شده صورت گرفته ) ولی صبور و تلاشگر و فداکار، روزگار رابه سختی وبا مشقت فراوان سپری می کنند . اکنون در اوائل شروع بکار دولت دوزادهم دولت تدبیر و امید ، منطقه خورش رستم خلخال هنوز هم از کمترین امکانات رفاهی وبهداشتی و ارتباطی بهره مند نگردیده است. این ملت مظلوم همان مردمانی که درراه انقلاب ، وطن و آزادی و دفاع مقدس صدها شهید و مجروح و اسیر تقدیم نمودند و علیرغم فقر و تهیدستی بدون کوچکترین توقعی کمکهای قابل توجهی به جبهه های جنگ نمودند. در زمان جنگ تحمیلی از ۱۱۵شهید در خورش رستم ( ۸۵ شهید فقط در شهرهشجین) و چندین جاویدالاثر تقدیم انقلاب شد و از ۷ نفر سردار شهید شهرستان خلخال۵ شهید خورش رستمی هستند. در عرصه علم و دانش و تداوم استقلال ملی به دنام هایی چون پرفسور مولایی ، دکتر گودرزصادقی ، دکتر توکلی، دکتر آقایی، دکتر مظفری، دکتر غفاری و مهندس عراقی ، مهندس رمضانی و… برمی خوریم . حال منطقه ای با چنین گذشت و فداکاری و دارای افراد فرهیخته و دانشمند و عقبه تاریخی به عنوان محروم ترین، مهاجرفرست ترین و گمنام ترین و نهایتا فراموش شده ترین منطقه استان اردبیل گردیده است بطوریکه از ۳۶هزار نفرجمعیت قبل از انقلاب، اکنون حدود ١٢ هزارنفر باقي مانده است .و این یک هشدار جدی برای مسئولین میباشد. مسایل و مشکلات این مناطق با مدیریت صحیح و با کمترین هزینه قابل حل میباشد ولی افسوس بدلیل ضعف و عدم انگیزه و تجربه کافی مدیران و مسئولین نه تنها مشکلی برطرف نمیشود بلکه روز به روز شاهد پسرفت منطقه و مهاجرت از منطقه به سوی شهرهای مرکزی و بزرگ و نهایتا با کاهش شدید جمعیت روبرو هستیم. پس ازگذشت 38 سال از پیروزی انقلاب اسلامی هشجین و روستاهای تابعه بخش خورشرستم نه آب آشامیدنی سالم دارد و نه ازراه ارتباطی  مناسب برخوردار هست نه امکانات اشتغال جوانان فراهم هست نه وضع  امکانات بهداشت و درمان مناسبی هست . هیچ گونه سرمایه گذاری دولتی در این منطقه انجام  نشده است تااز مهاجرت جوانان این منطقه جلوگیری شود. آمارهای قابل تاملی در این زمینه وجود داردکه در ذیل به چند نمونه بطور خلاصه اشاره می گردد. به امید اینکه با تدبیر نماینده محترم و با همکاری مسئولین اجرایی منطقه و استان ، در مدت نمایندگی شاهد رفع شدن مشکلات و تنگناهای زیر باشیم . 1 - راههای ارتباطی هرچند هشجین و خورشرستم مشکلات زیادی ...